چهارشنبه 01 آذر 1396
EN

اخبار

معاون سازمان توسعه تجارت از فرش ایرانی می گوید

معاون سازمان توسعه تجارت از فرش ایرانی می گوید
فرش دستباف ایرانی شهرت و قدمتی به درازای تاریخ تجارت کشور دارد و بی‌شک یکی از نمادهای مشهور فرهنگ و هنر ایرانی در نزد اقوام بیگانه است که بسیاری شاید ایران را به خاطر قالی‌های دستباف گران‌قیمت آن بشناسند و به نوعی نام ایران با نشا...

به گزارش روزنامه صمت: با این حال چند سالی است که حال و روز فرش دستباف و بافندگان مظلوم آن خوش نیست و به نظر می‌رسد که رکود اقتصاد جهانی نیز بر سینه این صنعت فشار دوچندان وارد کرده و نفس‌های آن را به شماره انداخته است. صنعتی که بسیاری از استعدادهای گمنام، بی‌ادعا و قانع روستایی را مشغول کار کرده و اصالتش مرهون خون سرانگشتان دختران و زنان غیرتمند این سرزمین است که با آن، گل‌های قالی‌هایی را آبیاری می‌کنند که شاید هیچگاه نصیب قدم‌های خودشان نشود و با این همه، همچنان گره به گره، تار و پود این فرش‌های گرانقدر را به هم می‌بافند و رج به رج به ابعاد هنرشان وسعت می‌بخشند، به این امید که شاید دولتمردان و تاجران این صنعت نیز گره‌های کور تولید و تجارت این هنر اصیل ایرانی را در بازارهای جهانی بگشایند.
محمدرضا مودودی به عنوان معاون توسعه صادرات کالا و خدمات سازمان توسعه تجارت ایران درباره بیست و ششمین دوره نمایشگاه فرش دستباف ایران که در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برگزار شد، وضعیت این صنعت را تحلیل و دیدگاه‌های خود را با نگاهی متفاوت مطرح کرده است. متن کامل این گفت‌وگو را می‌خوانید:
ابتدا می‌خواهم از نگاه آمار، وضعیت تجارت فرش دستباف را مورد پرسش قرار دهم. آمارهای تجارت در این زمینه چه می‌گویند؟
فرش دستباف هنوز هم در دنیا به عنوان یک کالای لوکس شناخته می‌شود که فقط طبقه‌ای خاص از مردم توان خرید آن را دارند و به همین دلیل می‌بینیم که حجم تجارت این محصول در دنیا چندان که باید سهم بالایی ندارد به طوری که در سال گذشته میلادی کل تجارت فرش دستباف حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار برآورد شده که سهم ایران از آن حدود ۳۶۰ میلیون دلار می‌شود که به طور تقریبی کمی کمتر از ۳۰ درصد بازار جهانی این محصول است.
به نظر شما ۷۰ درصد این بازار دراختیار رقبای ایران است؟ کشورهایی مانند افغانستان، هند و چین که با کپی‌برداری از فرش ایرانی در حال تسخیر بازارهای سنتی ما هستند که چندان پیشینه‌ای هم در آن ندارند!
آنچه از آمارها می‌توان نتیجه گرفت، همین است و واقعیت هم این است که سهم ما به‌تدریج در طول سال‌های گذشته کاهش پیدا کرده و از ۵۰ درصد کل تجارت این صنعت به زیر ۳۰ درصد رسیده است. گرچه می‌دانیم که دلایلی به جز عوامل بازار نیز در آن دخیل بوده‌اند که مهم‌ترین آنها تحریم بوده و همین غیبت باعث جایگزینی رقبا شده، اما در عین حال آمارها نشان می‌دهد که میزان مصرف این محصول در دنیا نیز کاهش پیدا کرده و بازار این محصول به طور تقریبی از ۲ میلیارد دلار در سال تا حدود ۲/۱ میلیارد دلار کوچک شده است.
فعالان این صنعت می‌گویند که نرخ تمام‌شده فرش ایرانی از نمونه‌های هندی، افغانی و چینی آن بسیار گران‌تر است.نظر شما چیست؟
البته من تاجر فرش نیستم و ظرایف خرید و فروش این محصول ارزشمند را نیز نمی‌دانم. اما در مقام تحلیل بازار، نکاتی هست که نباید از آنها غافل شد که همین نکات می‌تواند نتیجه‌گیری متفاوتی را موجب شود؛ نخست به نظر من قیاس فرش ایرانی با نمونه‌های تقلبی آن و اتخاذ راهبرد بلندمدت فقط براساس قیمت، استراتژی خطرناکی است. فرش ایرانی یک محصول هنری و فرهنگی است که قرن‌ها هزینه شده تا امروز به یک نشان تجاری جهانی تبدیل شود و نباید ارزش این اصالت و این نشان تجاری را نادیده گرفت و باید تلاش کرد برای کنار زدن رقبا، نرخ و کیفیت محصول ایرانی را کاهش داد ( نتیجه آن می‌شود که کیفیت آن را تنزل داد! ) گرچه در ایران بافندگان و تولیدکنندگان می‌توانند فرش‌هایی با کیفیت و نرخ تولیدات رقیبان تولید کنند، اما هیچکدام ما نباید با این نشان تجاری و این اصالت هنری قمار کنیم و این گذشته را به‌دست خودمان نابود کنیم. همچنان که می‌دانید ارزش افزوده و درآمد حاصل از تولید یک کالا بیش از آنکه نصیب بخش ساخت و تولید شود، به «طراحی» و «برند» محصول تعلق می‌گیرد. یعنی اگر ما به دام فعالیت ساخت و تولید بیفتیم، ناگزیریم که پیوسته کاهش نرخ دهیم تا از رقیبان عقب نمانیم. درحالی که نمی‌توان کارگر ایرانی را با کارگر هندی که روزی کمتر از یک دلار دستمزد می‌گیرد، مقایسه و هماهنگ کرد و از آنجا که این صنعت، یک صنعت دستی است که سهم کارگر در آن بالاست، به‌طور قطع در این رقابت این ما هستیم که شکست می‌خوریم. اما ما گذشته و نشانی داریم که فرش هندی یا افغانی ندارد و ما باید با تکیه بر همین مزیت، ظرفیت و سرمایه، فرش‌های خودمان را تولید و عرضه کنیم.
چطور تا امروز نتوانستیم برنده این رقابت باشیم؟
شاید دلیل اصلی آن نه در قیمت، بلکه در عوامل دیگری باشد که من در بخش دوم گفت‌وگو می‌خواهم به آنها اشاره کنم. نکته‌ای که بیش از بافنده به فروشنده و تاجر فرش مربوط است. به نظر من تاجری که فقط برای سود بیشتر، فرش ایرانی را با فرش بی‌کیفیت سایر رقیبان جایگزین می‌کند، نماینده شایسته‌ای برای این صنعت هنرمندانه نیست. من می‌شنوم که برخی فروشندگان می‌گویند فرش ایرانی هزار دلاری را بیشتر از ۱۲۰۰ دلار نمی‌توانیم بفروشیم، اما می‌توان فرش هندی ۴۰۰ دلار را هزار دلار فروخت. از این رو، به جایگزینی فرش هندی با فرش ایرانی اقدام می‌کنند. گرچه آنها مسئول بیزنس خودشان هستند و اجازه دارند که براساس منافع‌شان تصمیم بگیرند، اما آنها بهتر می‌دانند که کیفیت فرش ۴۰۰ دلاری هندی به هیچ وجه قابل قیاس با فرش اصیل هزار دلاری ایرانی نیست و با این معامله گرچه در کوتاه‌مدت سود می‌کنند، اما با این اقدام در بلندمدت هم ذهنیت مصرف‌کننده نهایی را نسبت به فرش دستباف خراب می‌کنند و هم اعتبار خود را در معرض خطر قرار می‌دهند. ما امروزه شاهد تولید و عرضه میلیون‌ها مترمربع فرش دستباف غیرایرانی هستیم که به دلیل نبود بازار، در انبارها در حال پوسیدن است و هیچ مشتری و تقاضایی ندارد. من مطمئنم که اصالت، راه خود را در این بحران بازار خواهد یافت و به سلامت از این دوره سخت می‌گذرد؛ اما فرش‌های تقلبی، سهمی از آینده این هنر دستی نخواهد داشت. با این وصف، فروشندگان و تاجرانی که این آینده را از هم‌اکنون نبینند، خود نیز بازنده بزرگ این بازی و رقابت خواهند بود.
معتقدید که نباید فرش‌های هندی، افغانی و سایر نمونه‌های غیراصیل را به عنوان رقیب، جدی گرفت؟
من معتقدم که رقیب فرش ایرانی، این فرش‌ها نیستند.
به نظر شما رقیب ما کیست که به‌تدریج در حال کم کردن سهم ایران از بازار جهانی است؟
من معتقدم که قالی ایرانی دو رقیب کاملا متفاوت دارد. اولی «حجم بازار» است و دومی «سبک زندگی». سوال اساسی این نباید باشد که چرا سهم ایران از بازار ۲/۱ میلیارد دلاری فرش دستباف، فقط ۳۰ درصد است بلکه پرسش اصلی این است که چرا بازار ۷ میلیارد نفری دنیا با تجارتی بیش از ۵/۱۶ تریلیون دلار برای قالی دستباف فقط ۲/۱ میلیارد دلار وسعت و تقاضا دارد؟ این عدد نسبت به کل تجارت جهانی بسیار ناچیز است و به نظر من، رقیب ما این سهم ناچیز مصرف است که باید جدی گرفته شود. باید در جهت بزرگ کردن این بازار کوشید نه اینکه بر سر سهم کوچک این بازار مبارزه کرد.
چگونه می‌شود بر این رقیب غلبه کرد؟
با غلبه بر رقیب دوم. رقیب دوم، سبک زندگی نسل جدید است. بارها شنیده‌ایم که تاجران این صنعت می‌گویند که مشتریان اصلی فرش دستباف ایرانی، افرادی با سنین بالا هستند. معنای ظاهری این جمله این است که فقط قدیمی‌ترها هستند که اهمیت و ارزش این هنر دستی و این نماد فرهنگی را درک می‌کنند. اما به نظر من یک واقعیت پشت پرده نیز در نهاد این جمله نهفته است که نباید از آن غافل شد و آن اینکه «سبک زندگی» نسل جوان نتوانسته رابطه معناداری میان اثاث منزل مدرن خود و قالی سنتی ایرانی پیدا کند. امروز در دنیا، به ویژه زوج‌های جوان با کمک فناوری دیجیتال، خانه‌های خود را پیش از خرید هر وسیله‌ای، طراحی می‌کنند و در این طراحی دنبال بهترین هماهنگی بین وسایل منزل خود و روحیات فردی‌شان هستند. طبیعی است که با مدرن شدن تجهیزات منزل، شاید نتوان یک محصول سنتی را به زور به خورد آن داد! وقتی دیوارپوش‌ها متناسب با نوع، طرح و رنگ مبل‌ها انتخاب می‌شوند و لوسترها و پرده‌ها ناگزیر از هماهنگی با رنگ و طرح دیوارپوش‌ها هستند و یخچال و تلویزیون و لباسشویی و بقیه وسایل نیز بر همین معیار انتخاب می‌شوند، نمی‌توان فرشی را انتخاب و خریداری کرد که به هیچ عنوان متناسب با این فضا بافته نشده است و رنگ و طرح و ابعاد آن در فضایی متفاوت و ایزوله و حتی متعلق به ذائقه، سبک زندگی و خانه‌هایی متعلق به گذشته، انتخاب و تولید شده‌اند. این به معنای آن نیست که ما باید این سبک زندگی را تغییر دهیم بلکه باید متناسب با این تغییرات، بی‌آنکه به اصالت و نمادهای فرش ایرانی آسیب وارد کنیم، سهم خود از این خانه‌های مدرن را افزایش دهیم و به دنبال آن بازار مصرف این محصول را توسعه بخشیم. اما نکته‌ای دیگر نیز در همین راستا وجود دارد که اهمیت بسیاری دارد. اینکه ما هنوز با علم بازاریابی روز دنیا آشنا نیستیم!
یعنی در بخش فروش محصول، حرفه‌ای نیستیم؟
من درباره فروش محصول صحبت نمی‌کنم. درباره نگاه بازاریابانه به محصول صحبت می‌کنم. ما تاجران خوشنام و نامدار بزرگی در این صنعت داریم و اگر هنوز هم این صنعت نزدیک به ۴۰۰ میلیون دلار فروش دارد، نتیجه عزم، نام و مهارت همین تاجران غیرتمند نسبت به نام و نشان تجاری ایران است؛ اما من دوست دارم از منظر دیگری به موضوع فروش فرش دستباف نگاه کنم. منظری که کمتر به آن پرداخته شده و تا به امروز نیز مورد غفلت واقع شده و آن «برند بافنده» فرش دستباف ایرانی است.
نقش سازمان توسعه تجارت چه می‌تواند باشد؟
سازمان توسعه تجارت ایران به عنوان یک نهاد حاکمیتی و مسئول تجارت خارجی کشور، باید موانع حقوقی بر سر راه توسعه صادرات این محصول را شناسایی و نسبت به رفع آنها اقدام کند. به ویژه در بخش آسان‌سازی صادرات کالا یا ورود اقلام مرجوعی که امروز یکی از معضلات اصلی این صنعت شمرده می‌شود. مذاکره با کشورهای هدف در جهت کاهش نرخ تعرفه گمرکی و عوارض تحمیلی به این قلم کالا نیز از دیگر اقدامات سازمان است که همواره در دستور کار ما بوده و نیز کمک به بازاریابی از طریق پرداخت یارانه حضور در نمایشگاه‌های معتبر بین‌المللی، دعوت و پذیرش هیات‌های تجاری خارجی در نمایشگاه‌های صنعت فرش داخلی، کمک به تبلیغ و معرفی فرش ایرانی در خارج از کشور و پرداخت بخشی از هزینه حمل‌ونقل. اما به نظر من مهم‌ترین اقدام که هنوز معطل مانده، ایجاد مدیریت زنجیره تامین، تولید و صادرات فرش دستباف است.

برچسب ها : فرش، صادرات
خبرنگار آزمایشی امتیاز به خبر :

ارسال نظرات

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.