یکشنبه, 12 مهر,1405

فرش در روزگار پساتحریم

فرش در روزگار پساتحریم
نوشتاری از سرپرست مرکز ملی فرش ایران که در نهمین شماره نشریه طره منتشر شده است.‏

حمید کارگر این یادداشت را پس از بیانیه لوزان و پیش از توافق نهایی میان ایران و کشورهای 1+5 نوشته است. با ‏توجه به توافقی که اکنون به انجام رسیده است، فرش ایرانی که از چند سال پیش در فهرست تحریم‌های ورود به ‏آمریکا جای گرفته بود، از تحریم رهید و مسیر پر بیم و امیدی را فراروی هنرمندان و بازرگانان فرش دستباف ایران ‏گشود.‏

یادداشت زیر که در نهمین شمارۀ طره منتشر شده است به این نکته می‌پردازد که در روزگار پس از تحریم چه راهی را ‏باید پیش گرفت تا با کمترین انحراف به سرمنزل مقصود رسید؛ همچنین به طرح چند پرسش می‌پردازد که پاسخ به ‏آن‌ها نیاز به هم‌افزایی همۀ جامعۀ فرش دستباف ایران دارد. ‏

سال تازه برای ایرانیان دیگرگونه آغاز شد و مردم این دیار چشم و گوش به‌سوی لوزان داشتند. جایی که نمایندگان ‏کشورمان به رایزنی و گفت‌وگوهای سیاسی با شش قدرت بزرگ جهان می‌پرداختند.‏

اقتصاد ایران در این میانه بیش از دیگر حوزه‌هاچشم‌انتظار رسیدن به توافق بود و دل‌نگران این‌که مبادا در آخرین ‏دقایق یکی از طرف‌هابازی را با ضربه‌زدن به زیر میز به هم بریزد و سرانجام در واپسین ساعت‌های تعطیلات نوروزی ‏جدال دیپلماتیک به فرجامی نیکو رسید و اقتصاد و تجارت با شادی و لبخند به بیانیۀ لوزان گوش فرا داد.‏

در این میان فرش دست‌باف ایران نیز برای بهبودبخشیدن به تولید و تجارت خود و رونق‌افزایی در عرصۀ صادراتبه ‏پیامدهای بیانیۀ یادشده دل‌خوش داشت و امید به از سر گذراندن روزهایی بهتر در میان اهالی این هنر ـ صنعت فزونی ‏گرفت؛ به‌ویژه آن‌که بازار آمریکا بیش از 4 سال است که به روی فرش‌های ایرانی بسته‌شده است.‏

بر این گمانم که ورای این شادمانی و امیدواری عمومی نگاهی واقعی و آمیخته با دانایی ضروری است.‏

نخست آن‌که وعده‌های داده‌شده مبنی بر لغو تحریم‌ها در صورتی تحقق می‌یابد که «برجام»‏ ‏ نیک‌فرجام شود و در آن ‏صورت نیز قرار نیست به‌آسانی همۀتحریم‌هاییحذف شوند که به‌علل گوناگون بر دولت و ملت ایران در طول سال‌های ‏گذشته واقع‌شده است. در بیانیۀ لوزان آشکارا آمده است که تحریم‌های اقتصادی مرتبط با پرونده هسته‌ایایران متوقف ‏خواهند شد و از یاد نباید برد که تحریم واقع‌شده در واردات فرش ایرانی به آمریکا جدا از مسائل هسته‌ای بوده است.‏

اما به‌هرروی رفع تحریم‌های اقتصادی کشور نیز یاور تجارت فرش دست‌باف ایران خواهد بود. در این سال‌ها بازرگانان ‏فرش ایرانی دشواری‌های فراوانی را تاب آورده‌اند. سختی دادوستدهای ارزی و دشواری انتقال پول ناشی از ‏تحریم‌های بانکی کشور حوزۀ تجارت فرش را آزرده است. کنارکشیدن برخی شرکت‌های بیمۀبین‌المللی از پوشش ‏بیمه‌ای برای مرسوله‌های ایرانی و افزایش هزینه‌های بیمه در برخی شرکت‌های دیگر ریسک تجارت فرش را نیز برای ‏برخی بازرگانان بالابرده است. افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل هوایی یا دریایی رقابت‌های میان قیمت فرش را برای ‏برخی از صادرکنندگان فرش ایران با همتایانشان در کشورهای رقیب سخت کرده است.‏

با حذف این فشارها و دشواری‌ها فرایند تجارت آسان می‌شود، اما همچنان محتوای آن پیچیده و نیازمند دانش و ‏مهارت است. حتی با فرض حذف تحریم ایالات‌متحده بر فرش ایرانی نیز نباید چنین پنداشت که بازاری آماده و در ‏دسترس فرا روی ماست. در این چند سالی که درهای ورودی آمریکا به‌شکل قانونی بر دست‌بافته‌های ایرانی بسته بود ‏رقبا بیکار نبوده‌ و خیلی خوب در میان خریداران آن کشور سهم‌خواهی کرده‌اند. نگاهی به آمار واردات فرش دست‌باف ‏به ایالات‌متحده نشان می‌دهد که هند به‌عنوان مهم‌ترین رقیب ما در آن کشور در سال پس از وقوع این تحریم بیش ‏از 80 میلیون دلار فرش به آمریکا صادر کرده است حال‌آن‌که سالی پیش از آن این عدد در تصاحب ایران بود.‏

یکم ژوئیه 2010 بود که رئیس‌جمهور آمریکا تحریم بدخواهانه‌ای را که پیش از آن به تصویب کنگره رسیده بود امضا ‏کرد تا بر پایۀ آن ورود فرش‌های ایرانی از 29 سپتامبر همان سال به خاک آمریکا ممنوع شود. در این چند سال ‏افزون‌بر آن‌که رقیبی پرتوان همچون هندوستان جایی فراخ در آن بازار برای خود دست‌وپا کرده اتفاق‌هایی دیگر نیز ‏رخ‌داده است.‏

آیا می‌تواندل‌خوشکرد که پس از گذشت نزدیک به 5 سال همچنان نبض بازار آمریکا در دست ماست و سلیقه و نیاز ‏خریداران را می‌شناسیم؟ آیا می‌شود همچنان خرسند بود که نام و نشان تجاری فرش ایرانی در بازار آمریکا شهره است ‏و خریداران شیفته و تشنۀ آن هستند؟ آیا نباید در روزگار پرشتاب کنونی ـ که تغییر سلیقه نه از نسلی به نسل دیگر که ‏بارها در درون یک نسل نیز رخ می‌دهد ـ درصدی را برای تغییر نگرش‌ها و علاقه‌ها در نظر داشت؟ آیا نباید به پرهیز از ‏تولید انبوه و کور بر پایۀ شناخت پیشین از اقتضائات بازار آمریکا انذار و هشدار داد؟ آیا شایسته نیست که گوشه چشمی ‏هم به دگرگونی‌های احتمالی در سبک زندگی آمریکاییان در گذر این 5 سال داشته باشیم؟ آیا نباید قد و قوارۀ رقیبی ‏همچون هند را که این چندساله در آن بازار جای‌گیر و پاگیر شده است رصد کنیم و حال‌وهوای فرشی را که به ‏مشتریان پیشین ما عرضه کرده است در نظر آوریم؟ آیا بهتر نیست که پیش از ورود سراسیمه به بازار هدف با تبلیغات ‏هوشمندانه نوعی تشنگی و کشش در میان خریداران احتمالی پدیدآوریم؟

ازاین‌دست پرسش‌ها فراوان می‌توان برشمرد و با امید به برداشته‌شدن هر چه زودتر تحریم‌های اقتصادی و نیز تحریم ‏مستقیم فرش ایرانی بر این باوریم که این بازگشایی احتمالی مترادف با معجزه‌ای شگفت در حوزۀ تجارت برون‌مرزی ‏فرش دست‌باف ایران نخواهد بود مگر آن‌که خرد و تدبیر نیز به‌خوبی به‌کار گرفته شود.‏

اتاق خبر امتیاز به خبر :

ارسال نظرات

نام

ایمیل

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.