در اواخر دورﮤ قاجار و پس از پایان جنگ جهانی اول، بهواسطه وضعیت اقتصادی کشور، بر مشکلات صنعت فرش اصفهان افزوده شد. بسیاری از مشکلات به دوره بعدی هم منتثل شد. استفاده از رنگ جوهری و فراموششدن طرحهای اصیل گذشته، همچنان کیفیت و اص...
به گزارش روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران، سید مسعود بنکدار استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات، دانشگاه اصفهان، در مثاله علمی خود، بررسی وضعیت تولید قالی در اصفهان در سال 1304تا 1320 تشریح می کند: استفاده از رنگهای جوهری و شیوههای بافت غیراصولی از مسائل مشکلساز فرشهای این دوره بود و با وجود اقدامات مختصری که در اواخر دوره قاجار انجامگرفته بود، مشکلات مزبور همچنان برجای ماند.
ابتدا حکومت اصفهان با تهیه آمارهایی از کارگاهها و کارخانههای فرش، برای شناخت دقیقتر مشکلات صنعت فرش شهر تلاش کرد. اقدامات دیگری نیز نظیر برخورد با رنگرزان جوهری و تهیه آییننامه بهداشتی برای رسیدگی به وضعیت غیربهداشتی کارگاهها صورت گرفت. از دیگر مشکلات اصلی صنعت فرش اصفهان در این دوره، کماطلاعی یا حتی بیاطلاعی تولیدکنندگان و بافندگان قالی شهر از اصول اصلی فرش سنتی ایران بود؛ بنابراین حکومت اصفهان تلاش کرد با ایجاد هنرستان عالی اصفهان و استخدام استادان و هنرمندان در آنجا در این رشته هنرآموزانی پرورش دهد.
ابتدا قالیچههای ریزباف پُرزکوتاه با استفاده از نقشههای سنتی اصفهان بافته میشد؛ اما مصالح و رنگهایی که در بافت قالیچهها استفاده میشد آنچنان مرغوب نبود. علت این امر نیز آن بود که صاحبان کارخانهها و سرمایهگذاران صنعت قالیبافی در ظاهر برای تشویق صادرات فرش و درواقع برای فروش هرچه بیشتر و به دست آوردن سود افزونتر، قالیبافان را به بافت فرشهایی تشویق میکردند که بسیاری از اصولی که در فرشهای اصیل اصفهان رعایت میشد در آنها در نظر گرفته نمیشد. این بیتوجهی و در نظر نگرفتن اصول فرشبافی با هدف افزایش سرعت بافت فرشها انجام میشد (آذرپاد، 1372: 17). در پیش گرفتن چنین رویهای، در درازمدت به اعتبار و شهرت قالیهای اصفهان لطمههای جبرانناپذیری وارد آورد. استفادهنکردن از رنگهای طبیعی و جایگزینکردن آن با رنگهای جوهری یکی از اصولی بود که در این قالیهای تازهبافتهشده رعایت نمیشد.
تجرﺑﮥ طولانیمدت ایرانیان در تولید رنگهای طبیعی و به عمل آوردن پشمها با اینگونه رنگها، باعث پدیدآمدن فرشهایی شده بود که بهواسطه رنگهای درخشان و بادوام خود، شهرتی جهانی به دست آورده بودند؛ اما جایگزینکردن رنگهای جوهری، بهعلت ارزانقیمتبودن و سریع تهیهشدن آنها، باعث شد در این دوره فرش ایرانی کیفیت ابتدایی و چشمگیر خود را از دست دهد (صیرفیان، بیتا: 49،67). این فرشها درخشندگی پایدار و کیفیت فرشهای گذشته را نداشت و پس از گذشت زمانی کوتاه، رنگ این فرشها تغییر میکرد.
رنگ جوهری از سال 1287ق/1870م وارد ایران شد. باتوجه به مضراتی که در استفاده از این رنگها وجود داشت، در سال 1300ق/1882م، دولت ورود آنها را تحریم کرد. در سال 1303ق/1885م، دولت حتی ورود و استفاده از نخهای رنگشده با جوهر را نیز ممنوع کرد. با وجود این، دولت موفق نشد جلوی قاچاق این رنگها را بگیرد و در خلال این دوره و حتی پس از آن کماکان فرشهایی با رنگ جوهری بافته میشدند (عیسوی، 1362: 471).
در اواخر دورﮤ قاجار، برای رفع مشکلاتی که بهواسطه استفاده از رنگهای جوهری در کیفیت فرش ایران ایجاد شده بود، اقداماتی انجام شد. در سال 1333ق/1914م، هیئت دولت در زمینه منع ورود رنگهای جوهری و نخهای جوهری و خروج قالیهایی که به رنگ غیرثابت بافته شده باشد مصوباتی تصویب کرد؛ البته چون این اقدامات بدون برنامهریزیهای دقیق و درازمدت انجام میگرفت ﻧﺘﻴﺠﮥ چندان مطلوبی به همراه نداشت و دولت مجبور شد برای رفع نگرانی تجار فرش و اعتراضهای آنها در قوانین خود تجدیدنظر کند (اسنادی از صنعت فرش ایران، 1381: 1/ 13تا16، 35).
نظیر این اقدامات در شهر اصفهان نیز انجام شد؛ برای مثال در سال 1332ق/1913م، اداره مالیه اصفهان برای مبارزه بارنگهای جوهری تلاشهایی انجام داد. در این اقدامِ شتابزده و بدون برنامه، رنگهای جوهری مردم را میگرفتند و میسوزاندند و معادل قیمت آن جریمه دریافت میکردند (اسنادی از صنعت فرش ایران، 1381: 1/5).
در این دوره، حکومت اصفهان تلاش کرد با شناسایی رنگرزان شهر و گرفتن تعهدنامه از آنان مشکل استفاده از رنگهای جوهری را با در فشار گذاشتن رنگرزان برطرف کند. در سال 1309ش/1930م اداره حکومتی اصفهان از رنگرزهای اصفهان تعهد گرفت برای رنگکردن از رنگ طبیعی استفاده کنند و از رنگهای مصنوعی و پشمهای بور و سیاه اجتناب کنند. در این تعهدنامه که بسیاری از رنگرزهای اصفهان آن را مهر و امضا کرده بودند بیان شده بود: «اینجانبان رنگرزهای اصفهان [ناخوانا] ملتزم و متعهد میشویم که از این تاریخ به بعد رنگهای نباتی طبیعی و نیل علفی استعمال نموده و به هیچ وجه رنگ غیرثابت استعمال ننماییم و چنانچه تخلف نمودیم بر طبق قوانین و مقررات کمیسیون از عهده جریمه برآییم» (ساکما، 291001497).
علاه بر این تعهدنامه، اداره حکومتی اصفهان پرسشنامههایی تهیه کرد. هدف از این پرسشنامه شناسایی مشکلات و به دست آوردن اطلاعات رنگرزهای شهر بود که کارشان با مشکلات صنعت فرش ارتباط مستقیمی داشت. در این پرسشنامهها از اسم و محل کارگاه، تعداد کارگران، عده خم، عده پاتیل، نوع نیل مصرفی و کاربرد آن پرسش میشد. در ادامه خواسته شده بود نمونه کوچکی از پشمهایی را که به رنگهای مختلف رنگ میکنند ضمیمه کنند و بیان کنند هر یک من پشم را به چه مبلغ رنگ میکنند (ساکما، 10002898). متأسفانه از نمونههای پُرشدﮤ این برگهها اطلاعی در دست نیست؛ با وجود این، در اسناد اسامی تعدادی از صباغهای شهر و محل کارگاههای آن ها قید شده است.
قالیبافی شهر اصفهان پس از دوران صفویه دچار افول شد و این روند در دورۀ قاجار وضعیت نابسامانتری به خود گرفت. در این دوره تولید فرش بهلحاظ کمی افزایش یافته بود؛ اما کیفیت فرش بافتهشده تنزل یافت. در این دوره و بهویژه پس از پایان جنگ جهانی اول، برای فرش اصفهان بازار مناسبی به وجود آمده بود؛ بنابراین توجه افراد گوناگونی که گاه در این حوزه غیرحرفهای و کماطلاع بودند نیز بهسوی تولید و تجارت فرش جلب شد. بازرگانان و سوداگران فرش به طمع سود بیشتر به بافتن فرشهایی روی آوردند که در آن اصول حاکم بر فرشهای اصیل ایرانی لحاظ نشده بود. استفاده از رنگهای جوهری و شیوههای بافت غیراصولی از مسائل مشکلساز فرشهای این دوره بود. با شروع دوره پهلوی اول، باوجود اقدامات مختصری که در اواخر دوره قاجار انجامگرفته بود، مشکلات مزبور همچنان برجای ماند.
حکومت اصفهان با تهیه آمارهایی از کارگاهها و کارخانههای فرش، برای شناخت دقیقتر مشکلات صنعت فرش شهر تلاش کرد. اقدامات دیگری نیز نظیر برخورد با رنگرزان جوهری و تهیه آییننامه بهداشتی برای رسیدگی به وضعیت غیربهداشتی کارگاهها صورت گرفت. از دیگر مشکلات اصلی صنعت فرش اصفهان در این دوره، کماطلاعی یا حتی بیاطلاعی تولیدکنندگان و بافندگان قالی شهر از اصول اصلی فرش سنتی ایران بود؛ بنابراین حکومت اصفهان تلاش کرد با ایجاد هنرستان عالی اصفهان و استخدام استادان و هنرمندان در آنجا در این رشته هنرآموزانی پرورش دهد.
با وجود این، تلاشهایی که برای بهبود وضع قالی شهر اصفهان انجام میگرفت با برنامهریزیهای دقیق و درازمدت همراه نبود؛ بنابراین چندان ثمربخش نشد و درنتیجه، مشکلات برجای ماند. تلاشهایی مانند ایجاد هنرستان عالی اصفهان هم این مشکلات را حل نکرد؛ چنانکه آن دوران شکوفایی و اعتلای هنر و صنعت فرش ایران که در دوره پایتختی شهر اصفهان، در قرون دهم و یازدهم قمری، وجود داشت به صنعت قالیبافی اصفهان بازنگشت.