پیشینه و تاریخ هنر فرش دستباف و بافت زیراندازهای پشمین همواره یکی از مسائل بحث برانگیز بین کارشناسان امور بوده و تاکنون تاریخ روشن و مشخصی برای ابداع و سیر تکاملی این هنر ترسیم نگردیده است.
به گزارش روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران، فرش دستباف به شدت در برابر عواملی همانند سوختگی، پارگی و فرسودگی به شدت آسیبپذیر است. از اینرو میتوان اظهار داشت، مرمت و ترمیم فرش، قدمتی به تاریخ شکلگیری این کالای دستباف دارد.
در دوران پیش از اسلام، فرش دستباف علاوه بر کاربردی بودن کالایی گرانقیمت به شمار میآمد که به عنوان ارمغان، به پادشاه اهدا میشده است. بدین دلیل طبیعی است که در برابر هرگونه آسیب از قبیل سوختگی، پارگی و فرسودگی به شدت آسیبپذیر است از این رو می توان گفت مرمت و ترمیم فرش، قدمتی به تاریخ شکلگیری این کالای دستباف دارد.
با توجه به اهمیت و جایگاه زیراندازهای دست بافت، برخی از کارشناسان بر این باورند که تاریخ بافت فرش کاملاً با تاریخچه عملیات مرمتی بر روی زیراندازها و فرش گره خورده است و جزء جدایی ناپذیر روند تکامل آن به شمار می آید. شاهد مدّعا می تواند فرش های دارای مرمت های قدمت دار باشد که امروزه آذین بخش بسیاری از موزه های مهم دنیا است.
البته این موارد، فرش هایی خاص هستند که تا به امروز باقی مانده اند و بیشتر فرش های نفیس و مورد استفاده اشراف و دربار بوده اند و شاید انجام عملیات مرمت بر روی آنها به خاطر ارزش آنها بوده و این کار عمومیت نداشته است. ولی وجود همین فرش ها دلیل این است که هنر مرمت در آن زمان نیز موجود و مورد توجه و استفاده بوده است.
علاوه بر نقوش ابزار بافندگی بر روی سنگ گورهای کشف شده در مناطق مختلف ایران (مانند ساروق) که نمایانگر شغل متوفی است نقش ابزار دیگری نیز که مربوط به مرمت فرش است، نیز به چشم می خورد.
البته نتیجه گیری در این مورد بسیار مشکل است و بحث و دقت نظر بالایی را می طلبد. زیرا ابزار مرمت مانند ابزار فرش بافی همواره در حال تغییر و تحول بوده و صنعتگران و فرش بافان در راه تسهیل کار خود و در جهت هرچه بهتر انجام شدن این کار همواره در حال ابداع و تکمیل این ابزارها بوده اند. این تکامل در حدی بوده که امروزه شاید از شکل ظاهری ابزار نتوان کاربرد و مورد مصرف آن را حدس زد.
افزون بر مورد مذکور، در نواحی ساروق در اراک و نزدیک به شیراز نقوشی بر روی سنگ نبشتهها کشف شده است. این نقوش که به گویای شغل خاندان و یا قومی بوده است، به دوران مادها تعلق دارد و حاوی آرایههایی همانند سوزن، قیچی و ابزاری مشابه درفش امروزی میباشد که در مرمت فرش کاربرد دارد. این نقوش که به عقیده محققان در مرمت فرش، مورد استفاده قرار میگرفته است، نخستین نشانههای مستند قدمت این حرفه به شمار میرود. اما باید خاطر نشان کرد، ساخت ابزار خود نیازمند زمان و ارزیابیهای متفاوت انسان بوده و میتوان قدمت مرمت فرش را بسیار دیرینهتر از زمان مذکور در نظر داشت. این تصاویر سنگی علاوه بر تخمین حدودی مرمت فرش در این سرزمین، نشان از ارزش و جایگاه والای این حرفه در آن زمان داشته که باعث نقر شدن نقوش این ابزار در دل سنگ شده است.
از نکات مهم دیگر که می توان به آن توجه داشت جایگاه شغل مرمت گری و مرمت گر در جامعه است. با توجه به قدمت چندین هزار ساله این حرفه، این شغل آن چنان مورد توجه نبوده است و در هیچ یک از کتب تاریخی، نامی از این حرفه برده نشده و این بسیار تعجب برانگیز است.
این حرفه که هم زمان با فرش بافی که یکی از هنرهای مورد تحسین و توجه بوده، رشد کرده است، اما کمنر از آن نام برده شده است.
مرمت گران هنرمندان گمنامی هستند که در کارگاه های کوچک خود همواره در پی حفظ میراث کهن و ارزشمند ما هستند و از افتخارات خود می دانند که هیچ ردپایی از خود به جا نمی گذارند.
دلیل این امر را می توان در چند موضوع جستجو کرد. اول اینکه معیوب بودن یک دست بافته امری است که همیشه مذموم تلقی می گردد. در مورد دست بافته هایی مانند فرش که بهای گزافی برای آن می پردازیم این موضوع برای ما اهمیت دو چندانی پیدا می کند. هیچ کس تمایلی به خرید فرش معیوب ندارد.
در گذشته رفوگری و نگهداری فرش به پیچیدگی آن در زمان حاضر نبوده، بلکه با شیوه های ساده این عملیات صورت پذیرفته است حتی امروزه در جوامع عشایری که نسبتاً ارتباط محدودتری با جوامع شهری دارند، نمونه هایی از این رفتارها مشاهده می شود.
دوختن جاجیم در لبه ی فرش برای جلوگیری از سائیدگی ریشه ها و شیرازه ها از این موارد نمونه های قابل ذکر می باشد.
رشد اطلاعات و فناوری در جامعه بشری موجب شده که این رشته نیز از این امر بی بهره نماند و پیشرفت های قابل ملاحظه ای در این رشته پدید آمده است.
یکی دیگر از علل پیشرفت این رشته به خصوص در کشورهایی که دارای صنعت فرش بافی قوی هستند، وجود بازار کار مناسب و گسترده برای این رشته است.
به عقیده بسیاری از کارشناسان، افزایش حجم تولید و صادرات فرش و استقبال از این کالا در کشورهای اروپایی و امریکایی، نقش به سزایی در افزایش کیفیت عملیات مرمتی و به دنبال آن روش های جدید در انجام مرمت شده است، به گونه ای که بنا بر ارزیابی بیشتر صاحب نظران و دست اندرکاران در 20 تا 30 سال اخیر رشد و جهش محسوس و قابل ملاحظه ای در این رشته پدید آمده است.
ایران به عنوان مهد فرش بافی نقش بسزایی در این پیشرفت داشته و دارد و این را مرهون اساتیدی است که با نبوغ خود به ابداع روش های جدید و ساخت ابزارهای کارآمد اقدام کرده اند و هم چنین با پرورش شاگردان مستعد، بر پویایی این راه همت گمارده اند. استادانی که در گمنامی زیستند و در گمنامی نیز از دنیا رخت بر بستند اما تأثیر کار آنان، چراغ راه آیندگان شد.
نظریات و شیوه هایی که در زمینه مرمت مورد قبول استادان این فن بود با گذشت زمان دچار تغییر و تحولات زیادی شد این امر تاثیر مستقیمی بر روش های کار و تکنیک های مرمتی داشت.
در مورد انواع اشیاء قدیمی و تاریخی برخی اعتقاد داشتند که مرمت اشیاء قدیمی باید به گونه ای انجام پذیرد که نتوان محل تعمیر و حتی اضافه شدن بخشی را تشخیص داد این نوع مرمت مهارت بالایی می طلبید و با استفاده از ابزار خاص، مصالح قدیمی و روش های کهنه سازی مواد به این کار می پرداختند.
برخی بر این باور بودند که مرمت باید به گونه ای انجام شود که بین قسمت های اصلی و اضافه شده کاملاً تمایز وجود داشته باشد، به خاطر این که مشاهده کننده تفاوت کار اصلی و مرمتی را به راحتی متوجه گردد و هم چنین وفاداری به اصل بیشتر باشد.
امروزه جدیدترین نظریه ای که در موزه ها و مراکز مهم مرمتی مورد توجه است این است که مرمت گر حق اضافه کردن چیزی به اصل اثر را ندارد و تنها باید در جهت حفظ و نگهداری قسمت های باقیمانده اثر تلاش کند و تدابیری را برای جلوگیری از پیشرفت آسیب بیاندیشد حال می خواهد این شیء یک کوزه سفالی باشد، یا یک بنای خشت گلی و یا یک فرش قدیمی.
موارد طرح شده در نمونه هایی از فرش، بسته به این که در چه دوره ای مورد مرمت قرار گرفته، قابل بررسی است.
به عنوان نمونه فرش اردبیل به عنوان مشهورترین فرش موزه ی جهان، با توجه به آسیب هایی که به آن رسیده بود مورد عملیات سنگین مرمت قرار گرفته و قسمت های از بین رفته آن از نمونه مشابه آن (خواهر) که امروزه در موزه کنتی لس آنجلس نگهداری می شود به فرش اصلی در موزه ویکتوریا آلبرت لندن پیوند خورده است.
اما هنر رفوگری در جامعه ما، ریشه در فرهنگ و سنت های ما دارد و تعریف جداگانه ای را می طلبد که گاه با تعاریف علمی و آکادمیک مرمت در تعارض است.
جعفر شهری در کتاب «تهران در قرن سیزدهم»خود در مورد شغل رفوگری این گونه می نویسد:
رفوگری فرش عبارتست از گرفتن سوراخ ها و سوختگی ها و بید خوردگی ها و پوسیدگی های فرش و تعمیرات و خراب شدگی آن در دو قاعده . یکی رفوی هنری صحیح که واقعا عیب فرش را برطرف بکند، شامل اصلاحی که پس از آن از حیث خامه ی کار شده در آن و هماهنگ بودن دانه ها و گره ها و هم رنگ بودن مصالح کار شده فرقی با سایر نقاط آن نداشته باشد،در آن حد که حتی با دقت، نقطه ی رفو شده مشخص نتواند شد و نه تنها بیگانه متوجه نشود بلکه صاحب فرش نیز از یافتن جای رفو شده ی آن عاجز بماند و از حیث کار و دوام با سایر قسمت های آن برابری داشته باشد. (شهری،جعفر،تهران در قرن 13، رسا،1369،ج سوم،صفحه 428)
در همان کتاب ، نوع دوم رفوگری را بازاری و سرهم بندی ذکر می کند که اکثریت با همین نوع است. این سخنان را می توان تعریف سنتی هنر مرمت فرش دانست. شاید بتوان گفت بجز عده ی معدودی مجموعه دار و انتیک فروش، بقیه دوست دارند که فرش مورد استفاده خود را بی عیب در اختیار داشته باشند.
این مسئله به گونه ای بوده که مرمت گران دریافت مزد خود را مشروط به این می کرده اند که صاحب فرش قادر به پیدا کردن محل رفو نباشد و اگر محل رفو شده مشخص بود مزدی از بابت انجام کار دریافت نمی کردند.
البته، نکته ی قابل اهمیتی که می بایست در اینجا بدان پرداخت قدمت فرش مرمتی مورد نظر است. به عقیده اکثر کارشناسان ، فرش از لحاظ قدمت به سه دسته تقسیم می شود:
1. فرش های نو با قدمت کمتر از 25 تا 30 سال
2. فرش های کهنه با قدمت بین 30 تا 100 سال
3. فرش های آنتیک با عمر بیش از 100سال
رفتار مرمتی با این سه گروه فرش با توجه به قدمت آن متفاوت است. معمولاً فرش های نو همگی بگونه ای مرمت می شوند که کار بی عیب شود و جای رفو باقی نماند.
فرش های کهنه دو دسته اند: بخشی که قابل کار و رفو هستند و قسمتی که بواسطه آسیب های وارده قابل بازسازی و رفو نیستند. با دسته ی اول مانند فرش های نو رفتار می شود. اما در دسته ی دوم فقط اصول حفاظتی انجام می شود (مانند دو گره و..)
در مورد چگونگی مرمت فرش های بالای 100 سال قدمت، در پی گیری ها و مصاحبه ها و نظر سنجی از کارشناسان متعددی که مورد مصاحبه و مشاوره قرار گرفتند، نظرات و عقاید گوناگونی مطرح گردید که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1.بخش عمده ای از کارشناسان چه آنان که صاحب مجموعه های شخصی هستند و چه کارشناسان و مرمت گران موزه های معتبرکه نگهدارنده فرش های کهن بوده اند، بر این عقیده هستند که این گونه فرش ها نباید مورد عملیات بازسازی و مرمت کلی (مانند بافت قسمت های از دست رفته) قرار بگیرند و فرش باید در همان شرایط موجود حفظ شود. (مجموعه داران معروف: نقی اسلامی، مصطفی قلی زاده،مباشر،صمد صراحی از مجموعه داران مطرح بین المللی که در بازار تهران مشغول فعالیت هستند و در پاسخ به پرسش نامه ها تاکید بر حفظ و نگهداری فرش های کهن در وضعیت موجود و مشهور خود داشته اند و اعتقادی بر بازسازی و ایجاد تغییر در ماهیت فرش های کهن را تدارند.)
2.برخی دیگر از کارشناسان که عمدتاً کارشناسان و استادکاران ماهر و با تجربه هستند به دلیل توانمندیهای فنی و فردی بالای خود عقیده داند که این نوع فرش ها نیز مانند سایر فرش ها مورد مرمت کامل (شبیه بافی) قرار گیرند. آنچه مسلم است این شیوه مرمت مناسب فرش های تجاری مناسب است و در بازار مورد توجه و درخواست بیش تری قرار دارد. (استادکاران مرمت آقایان ابوالفضل ستاری و اکبر جامی معتقد بر بازسازی عینی آسیب ها می باشند.)
از دیگر نکات قابل توجه که لازم است بدان اشاره شود نحوه تشخیص قابل مرمت بودن یا نبودن یک فرش است. این موضوع را از دو دیدگاه می توان مورد بررسی قرار داد.
اول اینکه فرش تحمل انجام عملیات مرمتی بر روی خود را دارد یا نه. چرا که ابزار مورد استفاده مرمت می تواند به فرش آسیب و لطمه بیش تری بزند، برخی فرش ها چنان به خاطر صدمات ضعیف شده اند که با وارد شدن کوچکترین جسم خارجی حتی سوزن متلاشی می شوند و از بین می روند. اصطلاحاً می گویند این فرش ها سوزن خور و قابل مرمت نیستند.
مطلب دوم صرفه مادی و ارزش معنوی یک اثر است که توجیه اقتصادی و زمانی آن، تعیین کننده شیوه و روش انجام عملیات مرمتی است. تشخیص این امور نیز یکی از وظایف اصلی مرمت گران است.
برخلاف باور عموم که کار مرمت گر را بعد از آسیب رسیدن به شیء شروع شده می پندارند، مرمت گر هنری همیشه در کنار اشیاء هنری حضور دارد (وظیفه ی اصلی مرمت گر مراقبت دائم از اشیاء و پیشگیری از فرسودگی و مرمت آنهاست. انجام مسئولیت های خطیر مرمت گر، مستلزم شناخت دقیق شیوه های مؤثری است که به ظاهر شی ء و ترکیب سازنده آن صدمه میزند. اتخاذ تصمیم در مورد حد عملیات مرمتی، ارزیابی نیروهایی که از خارج بر اثر هنری وارد می شود (به منظور اتخاذ روش حفاظتی مناسب) و شناخت جامع واکنشهای تک تک مواد در برابر آسیبهای وارده، همه جزء وظایف مرمت گر مسئول و کارشناس است). (ری درر، ژوزف ، روش های جدید مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ابوالفضل سمنانی،دانشگاه هنر،1376 ،ص26)
در تعریف وظایف مرمت گر، ضمن تاکید در برخورداری وی از توانائی های فنی بالا مهمترین وظیفه وی، شناخت آسیب هایی است که به فرش وارد می شود. این کار به قدری اهمیت دارد که از درمان آسیب نیز مهم تر باشد.(با شناخت درست از آسیب،مرمت گر می تواند شیوه ی درستی را در مرمت و حفاظت از شی به عمل آورد و با عدم شناخت صحیح لطمات جبران ناپذیری را به فرش وارد کند.) (ری درر، ژوزف ، روش های جدید مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ابوالفضل سمنانی،دانشگاه هنر،1376 ،ص27)
بعد از شناخت آسیب، نوبت به انتخاب شیوه مرمتی و حفاظتی می رسد که خود بحث گسترده ای را می طلبد.
مرمت گر فرش همان قدر که باید در این تکنیک های مرمتی زبده باشد باید با مواردی مانند طراحی فرش، تکنیک های مختلف بافت و رنگرزی نیز آشنایی داشته تا بتواند در موقع لزوم از آنها استفاده کند.
آشنایی با سنت های بافت مناطق مختلف تاثیر مهمی در کیفیت کار او دارد، زیرا هر فرش را می تواند با توجه به اصالت و ویژگی های خود، رفو و مرمت کند که این خود یکی از مشخصه های عملیات مرمتی مناسب و خوب است از دیگر مقولاتی که معمولاً کم تر به آن توجه می شود نحوه نگهداری و حفظ فرش است.
مصرف کنندگان با استفاده از این روش ها امکان نگهداری مناسب تری را جهت فرش های خویش فراهم می کنند و از آسیب رسیدن به ان جلوگیری می شود. گاه با انجام چند مورد عملیات حفاظتی ساده،سالیان درازی به عمر مفید فرش خود می افزائیم.
نکته ی دیگری که در مورد مرمت گر خوب باید بدان اشاره کرد خلاقیت و ذکاوت اوست تا در مواجهه با شرایط کاری گوناگون بتواند بهترین راه حل را ارائه و اجرا کند.
با تشکر از سایت