فرش دستباف ايراني يكي از معدود كالاهاي صادراتي ايران است كه در بازار جهاني به برند برجستهيي بدل شده است.
هرچند كه در سالهاي اخير فرودهاي بسياري مانند از دست دادن بازارهاي بزرگ سنتي بهدنبال تحريم، كپي شدن طرحها توسط رقبا و محدود شدن بازارهاي جديد بهدنبال ركود اقتصادي و حتي بازارشكني برخي توليدكنندگان در بازار جهاني را پشتسر گذاشته اما ظاهرا دوران افول رو به پايان است؛ سرپرست مركز ملي فرش ايران به «تعادل» گفت سال گذشته بدترين سال صادراتي فرش ايراني بوده اما ميزان صادرات فرش دستباف در 7 ماهه امسال رشد 14درصدي نسبت به سال گذشته داشته. هرچند كه از نظر حميد كارگر هم اين ميزان باتوجه به سال پايه آن، سال 92، قابل قبول نيست.
ايران درحال حاضر چه رتبهيي در بازار تجارت جهاني فرش دارد؟
ايران برترين رتبه را در تجارت جهاني فرش دستباف داراست. واقعيت اين است كه مجموع تجارت جهاني فرش در دهههاي اخير همواره بين يكميليارد و 200 ميليون تا يكميليارد و500 ميليون دلار بوده كه از اين ميزان هميشه ايران بيشترين سهم را به خود اختصاص داده و به عبارتي، رهبر بازار جهاني فرش بوده است. بعد از ايران نيز كشورهاي هند، پاكستان، چين، تركيه و نپال قرار دارند. درصدي كه ايران از اين تجارت جهاني به خود اختصاص ميدهد بين 30 تا 35 درصد در دهههاي اخير بوده؛ در دهه اخير بهطور توسط سالانه 500 ميليون دلار صادرات فرش داشتيم كه اين ميزان در چند سال اخير افت را تجربه كرده است. در سال گذشته بهعنوان بدترين سال صادراتي فرش دستباف ايران، حدود 314 ميليون دلار صادرات داشتيم. اما با همين عدد كه پايينترين عدد در سالهاي اخير است باز هم بيشترين سهم را در تجارت جهاني فرش دستباف داريم. در هفت ماهه ابتدايي امسال نيز برپايه آمار گمرك بيش از 3 هزار و100تن فرش دستباف به ارزش بيش از 166ميليون دلار صادر كردهايم كه حدود 16درصد رشد وزني و حدود 14درصد رشد ارزشي را نسبت به مدت مشابه سال گذشته نشان ميدهد. ولي از اين رشد خوشحال نيستيم چون با اعداد سال گذشته كه بدترين سال صادراتي بوده مقايسه ميشود و اميدواريم رشد بسيار بيشتري را شاهد باشيم.
بزرگترين بازار ايران براي فرش صادراتي در شرايط كنوني كدام كشورها هستند؟
فرش دستباف ايراني دو دسته بازار خارجي دارد؛ يك دسته بازارهاي سنتي كه از ديرباز تا به امروز فرش ايراني را ميشناختهاند و يك دسته بازارهاي جديدي كه تازه با برند و كيفيت فرش ايراني آشنا ميشوند. بازارهاي سنتي ما كشورهاي اروپايي و امريكا و برخي كشورهاي عربي و بهطور مشخص كشورهايي مانند آلمان يا ايتاليا هستند و بازارهاي جديد هم كشورهايي مانند چين و روسيه هستند؛ در مجموع فرش ايراني سالانه به حدود 80كشور دنيا صادر ميشود.
آيا بازارهايي مانند چين و روسيه ميتواند جبران نبود يا محدود شدن بازارهاي سنتي ما را بكنند؟
از حدود چهار سال پيش سهم ما در بازار امريكا كه يكي از اصليترين بازارهاي هدف صادراتي فرش ايران بوده است صفر شده؛ اين تحريم مستقيم، بخش زيادي از بازار ما را تحت تاثير قرار داد چراكه يكچهارم فرش صادراتي ما مستقيم به امريكا ميرفت. با از دست دادن اين بازار، بازارهاي جايگزين ازجمله چين و روسيه هدف قرار گرفتند. اين در شرايطي بود كه ما در بازارهاي اروپايي هم كه دچار مشكل تحريم مستقيم نبوديم با مشكلات ديگري مواجه شديم؛ در واقع بازارهاي سنتي اروپايي فرش ايران بودند به علت ركود اقتصادي و گاه اشباع شدن بازار آنها از فرش ايراني، واردات فرش را كاهش دادند. در واقع، هم شرايط سخت اقتصادي و هم تغيير سبك زندگي و سليقه آنها باعث شد تا كشش اين بازارها به فرش ايراني كاهش پيدا كند. بنابراين نياز به ورود به بازارهاي جديد شدت گرفت. امروز بازارهاي جايگزيني مانند چين، روسيه و آفريقاي جنوبي بازارهاي بسيار خوبي هستند؛ بهويژه كشور چين با اينكه خود توليدكننده فرش دستباف بوده و حتي در افكار عمومي نيز به عنوان رقيب برجسته ما شناخته شده، به يكي از بهترين مشتريهاي ما تبديل شده و در آمار 7 ماهه ابتدايي امسال گمرك، اين كشور رتبه پنجم در واردات فرش دستباف ايراني را دارد.
با اين حال برخي صادركنندگان فرش دستباف به «تعادل» گفتهاند كه چين مشتري ما نخواهد شد. هم بهدليل نوع خريد آنها كه عمدتا تابلوفرش است و هم بهدليل مشكل كپيرايت طرحهاي فرش ايراني كه در نهايت ميتواند اين مشتري ما را بهزودي به رقيب بدي تبديل كند.
چين رقيب ما بود و سهم زيادي در بازار جهاني فرش دستباف داشت اما در سالهاي اخير روند صادرات فرش دستباف اين كشور بهشدت كاهشي بوده است. در واقع، پيشتر اين كشور با كپي طرح و نقش فرش ايراني، توليدكننده فرش دستباف در جهان بود ولي ميزان توليد چين در اين بخش هر سال كمتر از سال پيش ميشود. علت اين كاهش هم به تحولات اقتصادي اين كشور در سالهاي اخير و همين طور مقرونبهصرفه نبودن فرشبافي در اين كشور و گرايش به سمت ساير صنايع و توليدات بازميگردد كه باعث شد اين كشور از صنعت فرشبافي خارج شود. از طرفي، به علت همين تحول اقتصادي و پيدايش طبقه ثروتمند حدود 200ميليون نفري در اين كشور كه بازار جديدي علاقهمند به استفاده از كالاي با پرستيژ و لوكس هستند، چين ميتواند يكي از بهترين مشتريان فرش ايراني باشد. پيشبيني ما اين است كه چين به يكي از بازارهاي خوب ايران تبديل ميشود چراكه عدد صادراتي ما در 5-4سال گذشته بهطور شتابندهيي بالا رفته است.
يكي از پاشنهآشيلهاي تجارت فرش ايران، تبليغات آن است كه صادركنندگان نيز از اين بابت گلايه فراواني از عملكرد دولت دارند. در اين باره برنامهيي داريد؟
هماكنون اصليترين برنامه ما تبليغات است. امسال مركز ملي فرش، طراحي دو كمپين بزرگ تبليغاتي را براي دو بخش بازار جديد و سنتي در دستوركار قرار داد. جدا از اين كمپين، فعاليتهاي پراكندهيي هم بوده؛ براي نمونه در نمايشگاه دموتكس آلمان كه هر سال ژانويه برگزار ميشود ايران پاويوني را تهيه ميكرد و برخي توليدكنندگان را با يارانه دولتي به آن نمايشگاه ميفرستاد اما امسال به جاي پرداخت يارانه به چند توليدكننده محدود، درصدد طراحي غرفهيي خاص بهعنوان پاويون جمهوري اسلامي هستيم. همينطور با سفارتخانههاي كشورمان در كشورهاي مختلف كه بازار هدف صادراتي ايران هستند وارد مذاكره شديم تا آژانسهاي معتبر و كاركشته تبليغاتي آن كشور را به ما معرفي كنند. اين مذاكرات در كشورهاي آلمان و چين و روسيه درحال انجام است.
يعني امسال قرار نيست به توليدكننده يارانه براي شركت در نمايشگاه تعلق گيرد؟
صادركنندههاي ما هر سال خودشان در نمايشگاه دموتكس كه بزرگترين نمايشگاه كفپوشهاي دنياست شركت ميكنند اما در سالهاي اخير جدا از حضور قدرتمند صادركنندهها، به صورت آزمايشي چند توليدكننده ايراني كه معمولا در دموتكس شركت نميكردند و صاحبنام هم نبودند، با يارانهيي كه از مركز ملي فرش ميگرفتند در سالن ايران غرفههاي كوچكي اختيار ميكردند. اما متاسفانه در چند سال اخير اين توليدكنندگان اقدام به بازارشكني كردند؛ صادركنندهيي كه در آلمان صاحب فروشگاه است هزينههايي مانند ماليات و... دارد و ميداند فرش را به چه قيمتي عرضه كند. توليدكنندهيي كه با يارانه مركز به اين نمايشگاه ميرفت، بازارشكني ميكرد و در نتيجه بازار تمام طول سال فرش ايراني را در آلمان خراب ميكرد به اين روش كه براي بازنگرداندن فرش خود به ايران، چوب حراج به فرش ايراني ميزدند و با قيمتهاي بسيار نازلي ميفروختند كه اين هم از مشتري خارجي سلب اطمينان ميكرد و هم بازار آلمان را خراب ميكرد. بنابراين تصميم گرفتيم به جاي دادن يارانه اين هزينه را صرف تبليغات گسترده در آلمان كنيم.
اين توليدكنندهها چطور انتخاب ميشدند؟
ازطريق فراخوان عمومي با ميانجيگري سازمان صنعت، معدن و تجارت در استانهاي مختلف و اتحاديه توليدكننده و صادركننده در استانهاي مختلف انتخاب ميشدند.
گفته ميشود كه فرش ايراني از پاكستان و مكزيك وارد امريكا ميشود همراه با فرشهاي محلي اين كشورها و بهنام آنها تمام ميشود. راهكاري براي پيشگيري از چنين رويدادهايي داريد؟
بازار امريكا همانطوركه گفتم بازار سنتي ما بوده و با فرش ايراني آشنا و مانوس هستند. وقتي تحريم ناعادلانه اتفاق افتاد كه اصلا تحريم دولت ايران نبود بلكه تحريم هنرمندان و فرشبافان ايراني در بخش خصوصي بود كه مشغول كار قالي هستند نه دولت كه هيچ دخالتي در توليد و صادرات فرش ندارد. اما واقعيت اين است كه بعد از وقوع اين تحريم ما شاهد بالا رفتن عدد صادراتيمان به كشورهايي مانند امارات يا كانادا بوديم و بعد از اينكه روابط ما با كانادا هم به سردي گراييد، ديديم كه كشور پاكستان و تاحدي افغاستان جايگزين شد. حدس ما اين است كه فرش ايراني از كانال چنين كشورهايي به امريكا بازصدور ميشود. اما ميزان آن روشن نيست. از طرفي چون فرش دستباف توليدي پاكستان قيمت تمامشده پايينتري دارند، قابل جازدن بهجاي فرش نفيس و اصيل ما نيست كه از كانال آن كشورها صادر ميشود چراكه اگر بخواهد از كانال پاكستان، فرش ايراني صادر شود اصلا خريداري نخواهد داشت. فرش اصيل ايراني قيمت بسيار بالاتري در مقايسه با همتراز پاكستاني و افغان خود دارد و شهروند امريكايي حاضر نيست پول بسيار گزافي براي فرشي كه نام پاكستان روي آن است بدهد. بنابراين حدس ما اين است كه فرشهاي تجاري و ارزانقيمت ماست كه ازطريق پاكستان و بهنام آن به امريكا صادر ميشود.
با اين تاكيد شما بر نام فرش ايراني، به نظر ميرسد ارزش برند اين كالا را بسيار ميدانيد.
درحالحاضر فرش ايراني بهطور متوسط سهبرابر فرش هندي و پاكستاني و افغان ارزش دارد و خريدار هم دارد اين يعني اينكه كيفيت فرش ايراني براي جهان شناخته شده است. اما پاكستان و افغانستان و نپال از يك برگ برنده در برابر فرش ايراني برخوردارند؛ نيروي كار ارزانقيمت. وگرنه در حوزه كيفيت، مرغوبيت مواد اوليه، طرح و نقش، توان برابري ندارد و فقط قيمت تمامشده آنها پايين است چون نيروي قاليباف در اين كشورها به بيگاري كشيده ميشود و سريبافي و توليد انبوه ميكنند. اما فرش ايران سريبافي ندارد و هيچ دو فرشي عينا شبيه هم نيست و اين برگ برنده اين كالاست.
يكي از چالشهاي كنوني صادركنندگان فرش دستباف مساله مالياتي است كه از آن معاف هستند ولي بايد بابت فرشهاي مرجوعي از نمايشگاههاي بينالمللي ماليات بدهند.
دولت براي حمايت از توليد فرش ايراني و سد گذاشتن دربرابر كالاي ساير كشورها تعرفه بسيار بالايي بر وارادت فرش به ايران قرار داده است. بر همين اساس آمار رسمي گمرك نشان ميدهد كه واردات فرش خارجي به داخل كشور صفر است. اما از طرفي ممكن است يك كارشناس گمركي در مورد فرشهاي مرجوعي بهاشتباه اين طور برداشت و ارزيابي كند. هرچند كه اگر فرش مرجوعي در گمرك درست اظهار و ثبت شده باشد نبايد مشمول ماليات شود.
شما اين مشكل را پيگيري ميكنيد؟
ما بهطور كلي در حوزه ماليات مشكلات متعددي داريم. گپوگفتهايي هم در اين مورد با سازمان امور مالياتي شكل گرفته است. يكي ديگر از مشكلاتي كه ما در اين حوزه داريم در مورد كارگاههاي توليدي است كه از ماليات معافند اما فروش فرش دستباف از ماليات معاف نيست. در خريدوفروش فرشهاي دستدوم امكان ارايه كد اقتصادي وجود ندارد. ماجراي ارزشافزوده هم در حوزه فرش دستباف مضاعف است چراكه در جريان توليد فرش دستباف، از خريد مواد اوليه تا فرآوري و رنگرزي گاهي چندبار ماليات بر ارزشافزوده دريافت ميشود. بنابراين مشكلات متعددي در حوزه ماليات بهويژه ماده169 مكرر و نيز ارزشافزوده وجود دارد كه دنبال رايزني هستيم و اميدواريم اتفاقهاي خوبي در اين حوزه بيفتد چون در شرايط فعلي كه شرايط خوبي نه در بازار داخلي و نه بازار خارجي براي فرش وجود ندارد، ماليات نبايد سنگاندازي ديگري كند.
وارداتيبودن عمده مواد اوليه هم مشكل ديگر اين بخش است كه سهم زيادي از قيمت را به خود اختصاص داده است. در اين باره چه برنامهيي داريد؟
اين طور نيست؛ مواد اوليه فرش دستباف عمدتا داخلي است و ما در برخي اقلام نيازمند واردات هستيم. براي مثال در حوزه رنگزاها، تقريبا همه رنگها را ميتوانيم در داخل تامين كنيم جز قرمز دانه كه وارد ميشود. از طرفي، بهترين پشمها در كرمانشاه و خراسان توليد ميشود اما گاهي درباره فرشهايي كه رجشمار بيشتر و ظرافت بالاتري دارند نيازمند واردات پشم استراليايي يا نيوزلندي هستيم. از طرفي تقريبا از واردات پنبه بينياز هستيم اما در مقاطع خاصي واردات هم داشتهايم. درباره ابريشم، توليد داخلي پاسخگوي نياز ما نيست و از طرفي، ابريشم توليد داخل لزوما براي فرشهاي ابريشمي ايران مناسب نيست به همين علت هم از چين، ازبكستان و تايلند وارد ميشود.
بهعنوان آخرين سوال، به نظر ميرسد تابلوفرش بيشتر مورد پسند بازار امروز بهويژه بازارهاي جديد مانند چين است. اين آسيبزا نيست؟
بله، قبول دارم. تابلوفرش پديده تجاري روبهرشد و تكثيري است و اشتغالزايي بالايي هم ايجاد كرده و در استانها رشد تزايدي دارد. در بازار داخلي تقاضا براي آن بيشتر شده و به اقتصاد خانوارهاي ما بازميگردد كه با تابلوفرش همخوانتر است. اما توليدكنندگان و صادركنندگان اين صنعت هم بايد براي خود چارچوب تعريف كنند. اگر قرار باشد طرح دلار يا تصوير يك شاهزاده عرب روي تابلوفرشهاي ايراني بافته شود، چه تفاوتي ميان تابلوفرش ايراني و غيرايراني هست؟ اگر براي تعريفشدن تابلوفرش در ساحت هنر تدبيري نشود، اين بهمعني آسيب و اشباع سريع بازار است. بهعبارتي ما در توليد تابلوفرش درحالحاضر مزيت رقابتي نداريم و بايد براي آن هم در طرح و هم در عرضه، فكري بكنيم.