نشستی با حضور معاون تعاون وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و اعضاي هيات رييسه اتحاديه سراسري تعاونيهاي توليدكنندگان فرش دستباف ايران تشکیل شد.
به گزارش روزنامه تعادل منتشر شده در تاریخ 17 آذرماه؛ نشستی با حضور معاون تعاون وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و اعضاي هيات رييسه اتحاديه سراسري تعاونيهاي توليدكنندگان فرش دستباف ايران تشکیل شد.
در این نشست حميد كلانتري، درمورد اتحاديه سراسري تعاونيهاي توليدكنندگان فرش دستباف ايران گفت: «اتحاديه سراسري تعاونيهاي توليدكنندگان فرش دستباف ايران دو موضوع تعاوني و ديگري فرش را با هم دنبال ميكند. فرش كه جزو اصالت و تاريخ ايران است و تعاوني هم فرهنگ نسبتا قديمي و جاافتاده است. يكي از بهترين نوع تعاونيهايي كه شكلگيري آن مزيت دارد، تعاوني فرش است. يك عده بافنده هستند كه تعاوني خدمات قبل و بعد از توليد را به آنها ميدهد. مواداوليه را برايشان مهيا كرده و با آموزشهايش بافندگان را توانمند و براي محصول آنها بازاريابي ميكند. تعاونيها شايد در بخشي از سود شريك باشند اما مانند سلفخرها عمل نميكنند. درگذشته سلفخرها عدهيي پولدار بودند كه فرش را پيشخريد ميكردند و گاهي مواداوليه را بهعنوان پولپيش ميدادند. در آخر هم فرش را به قيمت غيرمنصفانهيي ميخريدند و سود اصلي به آنها ميرسيد.
از سال1360 جهاد، تعاوني فرش دستباف را تاسيس كرد كه باعث تحرك عظيمي در اين حوزه شد و خط صادرات هم راه افتاد. اما مديريت اين تعاونيها طوري بود كه روستايياني كه مدير تعاوني بودند با حضور در نمايشگاههاي خارجي، اقدامبه فروش فرش خود ميكردند. اين تجربه باعث شد كه تعاوني جايگاه خوبي پيدا كند. در صنعت فرش دستباف در دنيا داراي مزيت هستيم و فرش دستباف جاذبه خودش را از دست نميدهد بلكه با نوآوري كيفيتهاي مختلف ارايه و دنبال ميكنند. يكي از اقداماتي كه شما بهعنوان تعاوني بايد داشته باشيد اين است كه(طرح و نقشه كه حرف اول را در بازار فرش ميزند) نقشههاي خوب را پيدا كنيد. بعداز طرح و نقشه بحث كيفيت بافت است كه بايد با آموزش بهبافي تامين كنيد. خوب است در بافت فرش براي ارتقا كيفيت جايزه بگذاريد. هر تعاوني از محل درآمدي كه دارد جايزهيي براي بهترين بافنده بگذارد و بين تعاونيها، اتحاديه ميتواند هر سال چند بافنده و تعاوني نمونه را معرفي كند. كمكم جا بيفتد كه همه براي ارتقاي كيفيت تلاش كنند. شاخصهايي را تعريف كنيد كه مشخص شود تعاوني نمونه و بافنده نمونه چه ويژگيهايي بايد داشته باشد. 1420تعاوني بهعنوان تعاوني نمونه جايزه گرفته و بعد به تعاونيهاي برتر كشور(در هفته تعاون) هم راه پيدا كرده و در اين رقابت سراسري هم سهيم باشيد. اما مهمتر از همه رسيدگي به مسايل رفاهي بافندگان است. بهخاطر ظلمي كه سلفخرها به بافندگان داشتند، به آنها ايراد گرفته ميشد. سه عضو چشم، دست و كمر بافندگان آسيبپذير ميشود. ميتوانيم ارتباطي بين اتحاديه با صندوق بيمه اجتماعي روستاييان برقرار كنيم. بعضي از بخشهاي خصوصي فرش دستباف بهدليل روحيه ابتكار در كاروكسب سود، آموزشهاي خوبي به بافندگان ميدهند و براي همه فرشها قيمت ميگذارند. بافندگان ميدانند زمان و كيفيت بافت در دستمزدشان بسيار موثر است. بايد از اين تجربيات بخش خصوصي هم استفاده بهينه كرد.
يكي از كارهايي كه اتحاديه بايد بكند اين است كه ارتقا تكنولوژي داشته باشد و آن را به بخش تعاون انتقال دهد. مثلا انواع و اقسام صندليها در ايران ساخته ميشود كه ميتواند يك صندلي راحت و قابل استفاده در فرشبافي استفاده كند. در حقيقت اتحاديه بايد براي مسايل انساني برنامه داشته باشد و تعاونيها را هم موظف كند كه استانداردها را رعايت كنند. با اعمال اين اقدامات مدرن ميشويد و در كنار بخش خصوصي كه اين اقدامات را ندارد، فعاليت شما بيشتر بهچشم ميآيد. هرچند كه بخش خصوصي هم اين كار را انجام داده است. توسعه بازار در داخل و خارج كشور يك هنر تخصصي است كه بايد آن را دنبال كنيد. در داخل كشور در بعضي جاها مانند فروشگاههاي بزرگ حضور پيدا كنيد. حتي ميتوان گفت چون فرش يك هنر و صنعت دستي است ميتواند همراه خودرو، سراميك، سنگ و... در نمايشگاهها حضور پيدا كند. اين حضور مستمر است كه شما را بهچشم ميآورد. بحث ديگر بازار صادراتي و بينالمللي است. حضور در اين بازارها را بهصورت جدي در دستور كار قرار دهيد و ارزيابي كنيد كه در كدام نمايشگاهها و كشورها بهتر است، حضور پيدا كنيد. يك بحث خاص تشكيلاتي هم وجود دارد كه چگونه ميتوان بين شما و تعاوني دستباف روستايي پيوند استراتژيك ايجاد شود تا با حفظ حقوق مستقل، تعاملات بيشتري با همديگر داشته باشيد. با اين نگاه كه اهل تعاون بايد پيشقدم شده و ديگران را جذب كند اين تعامل را به وجود آورد. تا اين همكاري بين شما و تعاوني دستباف روستايي تقويت شود. بحث آخر در مورد توسعه تعاونيهاست كه شما جايي هستيد كه برنامه توسعه خود را بايد مشخص كنيد. با اين گستردگي كه شما داريد بايد برنامه توسعه خود را مشخص كنيد تا طبق آن برنامه به هدفهاي خود برسيد. درحالحاضر نيروي عظيمي از بانوان بيكار در شهرها وجود دارد. ميتوان فرشهاي هنري را در خانهها با دار قالي كوچك برپا كرد. خيلي از برجنشينان از اين برنامهها استقبال خواهند كرد. اين حركت منجر به مشاركت بيشتر مردم در تعاونيها خواهد شد. تعاوني ميتواند بخش خصوصي و دولتي را پشت سر هم بگذارد. وقتي پشتيبان يكديگر شده و يك تيم قوي اجرايي هم كنار خود در نظر گرفتيد، ميتوانيد تصميم بگيريد كه در يك مدت زماني معين از 10درصد صادرات خود را به 40درصد برسانيد و در جاهايي كه حضور نداشتهايد، حاضر شويد. بايد با خلاقيت و تجربه براي فرش بازاريابي كنيد.»
3420تعاوني زيرمجموعه اتحاديه سراسري تعاونيهاي توليدكنندگان فرش دستباف ايران هستند. حدود 1100تعاوني روستايي و بقيه شهري هستند. تعاونيهاي تحت سيطره اين اتحاديه حداقل 7 و حداكثر 8هزار نفر عضو دارد. يعني بخش عظيمي از بافندگان فرش را زير پروبال خود گرفته است. اين نشان ميدهد كه اين اتحاديه با تعاونيهاي گسترده از هنر فرشبافي ايران حمايت و پشتيباني ميكند. 113هزار كارگاه، 22هزار مركز آموزشگاهي و يك فروشگاه براي عرضه توليدات تحتنظر اين اتحاديه مشغولبهكار است. با تمام اين اوصاف اين اتحاديه با مشكلات زيادي روبهرو است. نخستين و مهمترين مشكل، بدهي اين اتحاديه به بانك كشاورزي است. به دليل معضل بانكي كه گريبان اتحاديه را ميفشارد فروش فرشها بسيار كاهش پيدا كرده و حتي فروشگاهي براي عرضه فرشهايشان ندارند. ضمن آنكه تحريمها هم اين حوزه را از قلم نينداخته و چيزي حدود 35درصد بازار فرش ايران را از چنگ بافندگان و اتحاديه تعاونيشان درآورده است. حميد كلانتري(معاون امور تعاون وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي) بههمراه البرز محمدي(مديركل دفتر تعاونيهاي توليدي) به ديدار اتحاديه تعاونيهاي توليدكنندگان فرش دستباف ايران رفته و از نزديك با مشكلات آنها آشنا شدند. ديداري كه در باور اعضاي هياترييسه اين اتحاديه نميگنجيد. اعضاي هياترييسه اتحاديه تعاوني توليدكنندگان فرش دستباف بعد از هشت سال بالاخره يكي از مسوولان را روبهروي خود ديدهاند كه برايشان بسيار تعجببرانگيز بود. در حال حاضر 3450تعاوني فرش در كشور وجود دارد كه 1600تعاوني غيرفعال است. ولي هنوز هم اين اتحاديه بزرگترين آمار توليد كشور را در كارنامه خود ثبت كرده و يكسوم توليد كشور را به خود اختصاص داده است.
عبدالله بهرامي مديرعامل اتحاديه سراسري تعاونيهاي توليدكنندگان فرش دستباف ايران در گفتوگو با روزنامه «تعادل» به بررسي وضعيت اين اتحاديه پرداخت.
يك فروشگاه براي چنين اتحاديهيي با زيرمجموعه قوي كم نيست؟
بله. خريد يا اجاره فروشگاه در تهران بسيار گران است.
ولي مواد اوليه تعاونيهاي فرش با قيمتهاي كمتر به دستشان ميرسد. پس ميتوانند سود مضاعفي كه بهدست ميآورند را به تبليغات و فروشگاه خود اختصاص دهد.
تهيه و توزيع مواد اوليه و شبكه توزيع، نظارت بر توليد، رنگرزي، طرحها و متدهاي طراحي و عرضه محصولات براي 100هزار كارگاه سرمايه كلاني ميخواهد. بخش دولتي هم تا به حال در تعاوني فرش دستباف (با اين گستردگي و پتانسيل بالا) هيچ سرمايهگذاري نكرده است. ساماندهي اين جمعيت 400هزار نفره نياز به تسهيلات دارد تا بتوان مواد اوليه با حداقل قيمت و بهترين را بهدست بافنده رساند. خوشبختانه اقدام اتحاديه اين است كه توليدات را مستقيم عرضه ميكند و هر مبلغي كه فروخته شود را هم مستقيم به حساب بافنده بازميگرداند. همان سود ناچيزي به اتحاديه تعلق ميگيرد كه در پايان سال با كسر هزينههاي اتحاديه، باقي سود مانده را هم به سرمايه بافنده اضافه ميكند. تقريبا تمام سود چه در مواد اوليه و چه در فروش به بافنده ميرسد. بهترين نوع حمايت از بافنده بخش تعاون است.
معضلي كه در سال 76 داشتيد حل شد؟
خير. در سال 76، محموله فرشي به ارزش حدود 3ميلياردو200ميليون (به ارزش سال 76) كه براي نمايشگاه تورنتوي كانادا ارسال شده بود، توسط امريكا توقيف شد. بعد از 4 سال رفع توقيف شد و از كل اين پول يكميليارد به ايران بازگشت.
و بقيه اين پول چه شد؟
بابت هزينههاي انبارداري، حراست، اياب و ذهاب، وكالت و... از بين رفت. يعني بعد از سه، چهار سال پيگيري توسط 6 تيم وكالت كه اتحاديه استخدام كرد فرشها آزاد شد اما هزينه سه سال را از اتحاديه گرفتند.
يعني دولت امريكا فرشها را توقيف كرد و پول نگهداري هم از اتحاديه گرفت؟
چارهيي نداشتيم. همه هزينه نگهداري را به امريكا پرداخت كرديم. اين فرشها حدود 20 كانتينر بود و اگر بدون نگهداري انباشته ميشد، به سرعت آسيب ميديد. به اين فرشها ضدقارچ و بيد زده شده بود و بعد از سه سال فرشها با كيفيت روز اول تحويل ايران شد.
اين هزينه را چطور پرداختيد؟
بخشي از فرشها در امريكا فروخته شد.
پس واقعا چارهيي نداشتيد. چون فرشها را به ايران نفرستادند.
دقيقا و از طرف ديگر ما به سيستم بانكي بدهكار شديم. سال 82 بانك كشاورزي بابت وصول طلب سال75-74 خود، فروشگاه و اموال اتحاديه را مصادره كرد و به مزايده گذاشت و با كمترين قيمت فرشهاي ايران را به فروش رساند. با اين حال باز هم چند ميليارد به بانك بدهكار بوديم.
چند ميليارد؟
دو ميليارد بدهي ما طي چند ماه به 6ميليارد تبديل شده بود. سال 85، مصوبه مجلس را به اندازه تبصره 19 گرفتيم كه بهره آن بخشيده شد و در واقع به حساب بدهي دولت رفت و دولت آن را پرداخت كرد. اصل پول هم تقسيط شد. از اين 2ميليارد، 900ميليون تومان پرداخت شد. اما هنوز يكميلياردو100ميليون به بانك بدهكار هستيم. اين مبلغ را بايد سه سال قبل تسويه ميكرديم ولي بهدليل معوقات دوباره بدهي ما به دولت 2ميلياردو100 ميليون تومان شد.
چرا بدهي خود را كامل پرداخت نكرديد؟
از كجا پرداخت ميكرديم؟ سال 85 كه من اتحاديه را تحويل گرفتم فقط يك دستگاه كپي داشت. حتي صندلي هم نداشت. كل اموال را بانك مصادره كرده بود.
چرا از سود فروش كمكي به اتحاديه نشد؟
سود فروش مال بافنده بود. بافنده كه بدهي اتحاديه را نميپردازد. تعاون بايد كمك حال بافنده روستايي باشد نه اينكه بدهي اتحاديه را هم به عهده او بگذاريم. درحال حاضر ما 2ميلياردو100ميليون به بانك كشاورزي بدهكاريم و هر روز فشارهاي اين بانك به اتحاديه سراسري تعاونيهاي توليدكنندگان فرش دستباف ايران زيادتر ميشود و چند اجراييه هم صادر كردهاند.
چرا از تسهيلات دولتي براي پرداخت اين بدهي استفاده نميكنيد.
ما در فهرست سياه بانكها هستيم و نميتوانيم تسهيلات بگيريم. تشكلي به اين بزرگي با بيش از 3400تعاوني دچار خودتحريمي شده است.
شما ميتوانيد با فروش فرشها و سودي كه به اتحاديه ميرسد، معوقات خود را پرداخت كنيد.
35درصد فرش ايران به امريكا ميرفت. امريكا بازاري بود كه 100سال براي بهدست آوردنش تلاش شده بود. بازارهاي خارجي را از دست داديم. از طرف ديگر در كشور نرخ بهره بانك و تورم بالا رفته و اتحاديه هم در فهرست سياه قرار گرفته، با اين اوصاف اتحاديه چطور ميتواند فعاليت و توليد داشته باشد كه هم به سود برسد و هم بدهي خود را بپردازد و هم برنامههاي توسعهيي را دنبال كند؟
بيمه يكي از بزرگترين مشكلات بافندهها بود، آيا اين معضل سر و سامان گرفت يا خير؟
دو، سه ماه است كه دوباره بيمه تعاونيها قطع شده است.
چرا؟
منابع ندارند و بودجه در حد كفايت به بيمه بافندگان اختصاص پيدا نكرده است.
اما تعاونيها زيرنظر وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي نيستند و بيمه تامين اجتماعي بايد اين گروه را تحت پوشش قرار دهد.
روزي كه وزارت تعاون ادغام شد، ناراحت شديم كه چرا وزارتخانهيي كه متعلق به تعاونيهاست ادغام شد. اما بعد، اميدوار بوديم كه اين ادغام بتواند براي ما مزيت باشد زيرا بانك رفاه كارگران، صندوق مهر، تامين اجتماعي و شركتهاي «شستا» همه زيرمجموعه آن است و منابع خوبي دارند. اما متاسفانه اين دو سال منابع و مزيتهاي دو بخش تامين اجتماعي و كار به بخش تعاون تزريق نشد و ما نتوانستيم از آن استفاده كنيم.
در حال حاضر چند نفر در تعاونيهاي فرش دستباف بيمه هستند؟
از سال 85 تا به حال 440هزار نفر بيمه شدهاند. دو ميليون بافنده داريم و اينطور كه پيداست زمان زيادي طول ميكشد تا آنها هم بيمه شوند. روند رسيدن به بيمه براي بافندگان بسيار كند است چون بافنده بايد آموزش ببيند و گواهي بگيرد. از اتحاديه صنف كارت بگيرد و به تامين اجتماعي معرفي بشود. بعد از تحقيق تامين اجتماعي تازه وارد پروسه بهرهمندي از بيمه شود.
چرا اين تعامل بين بخشي را ايجاد نميكنيد كه خود تعاونيها بافندگان را بيمه كنند؟
تا حالا مكاتبات زياد شده كه تعاونيها بهصورت مستقل زيرمجموعه خود را به اين ارگان وصل كنند براي بهرهمندي از مزايا، اما تا بهحال تحقق نيافته. تغيير وزيران پراكندگي ميآورد و انسجام را از بين ميبرد. چه قشري بهتر از بافندگان ميتوانند از بيمه استفاده كنند؟ بافندگاني كه مزيت هنري و تاريخي را در شغل خود دارند. بافندگي اشتغالي است كه نياز به سرمايهگذاري زيادي ندارد و 80درصد ارزشافزوده دارد. ارزآور هم هست. براي قشر نيروهاي انساني بهويژه خانمها را به ارزش اجتماعي تبديل ميكند و آنها را با امنيت كامل، كمك خرج خانواده ميكند اما نياز به حمايت دارد.
بخش آموزش اتحاديه چطور پيش ميرود؟
براي نخستين بار در كشور در بخش تعاون ما 4200نفر را در 22مركزي كه در سطح كشور داريم آموزش داديم، گواهي فني و حرفهيي صادر و آنها را به بيمه معرفي كرديم. در حقيقت براي اين افراد كارگاه برگزار كرديم و در حال حاضر هم بيمه هستند و هم مشغول به كار. آموزش در بخش تعاون در سطح مديران و اعضا بسيار ضعيف و مقطعي است كه ما براي نخستينبار اين آموزشها را با كمك سازمان فني و حرفهيي در سطح كشور برگزار كرديم.
چرا بعضي از تعاونيهاي فرش دستباف غيرفعال شدند؟
اين بخش از تعاون نياز به حمايت و برنامه دارد. ظرف 20 سال گذشته نه فقط در تعاونيها بلكه در بازار فرش سير نزولي وجود داشته است. ما سالي 6ميليون مترمربع توليد سالانه داشتيم و در سال 72 حدود يکميليارد و 200ميليون دلار صادرات فرش داشتيم اما اين مبلغ اين روزها به 340ميليون دلار رسيده. دقيقا يك سوم شده است.
چرا؟
عدم برنامهريزي... چرا بايد بازار 100ساله با نگاه سياسي خدشهدار شود؟ آيا با از بين رفتن آن بازار 100ساله و 35درصدي دولت جبراني داشته و بازاري را جايگزين كرده است؟ آيا حمايتي كرده كه بازاريابي و بازسازي شود؟ وقتي بهدلايل سياسي چنين مشكلي پيش ميآيد وظيفه دولت است كه از توليدكننده حمايت كند. در مناقشات سياسي نبايد توليدكننده ضرر ببيند.
مگر دولت مقصر تحريمها بود؟
دولت ميتواند راه ديگري باز كند. مثلا در هدفمندي يارانه، ميتوانست يارانههاي توليد را پرداخت كند تا بازاريابي و بازارسازي در كشورهاي ديگر انجام شود. بهدليل آنكه تحريم هستيم بافندهها بايد شغل ديگري را پيش بگيرند؟ اين افراد كه هنرشان بافندگي است جز شغلهاي كاذب، چه شغلي ميتوانند پيش بگيرند؟ شغلهاي مجازي ارزشافزودهيي دارد؟
بهنظرتان بزرگترين معضل بخش تعاون چيست؟
شركتهاي تعاوني هنوز بايد پروانه خود را از صنعت و معدن بگيرند. اقدامات تاسيس و ثبت را از طريق تعاوني انجام ميدهيم اما پروانه را بايد از وزارتخانه ديگري بگيريم.
مشكل شما با مركز ملي فرش چيست؟
مشكل كه نداريم. مركز ملي فرش اداره كلي در وزارت صنعت و معدن و متولي فرش در ايران است و كاري به تعاوني ندارند. البته منابع محدودي هم دارند. اتحاديه زيرمجموعه مركز ملي فرش نيست، بههمين دليل نه بودجهيي در اختيار اتحاديه ميگذارد و نه در بخش حمايتي مانند حضور در نمايشگاهها و هياتهاي تجاري تعاون را دخيل ميكند. بااينوجود مركز ملي فرش حداقل بايد سازمان فرش باشد تا بودجه متناسب با چندميليون اعضا را داشته باشد. مركز ملي فرش محدوديتهاي زيادي دارد و زيرمجموعه بسيار كوچكي از وزارت صنعت و معدن است. به همين سبب اتحاديه انتظار زيادي از آنها ندارد و آنها هم نميتوانند، انتظار تشكلي به اين بزرگي را برآورده كنند.
كار اصلي اين مركز چيست؟
برنامهريزي نمايشگاههاي خارجي و داخلي، صدور پروانهها و در حقيقت سياستگذار كلي ساماندهي فرش كار اصلي اين مركز است.
وقتي سياستگذار فرش ايران هستند پس نميتوانند شما را از بقيه بخشهاي فرش دستباف كشور جدا كنند. پروانه تعاونيها را هم وزارت صنعت و معدن صادر ميكند و بر فعاليت اين بخش نظارت دارند.
نظارت بر كار ما دارند. اما نظارت با حمايت متفاوت است. چون تعاون قانون خاص داشته و زيرمجموعه وزارت تعاون است، صنعت و معدن و مركز ملي فرش حق ندارند در امور تعاونيها ورود پيدا كنند يا بر فعاليت آنها نظارت مستمر داشته باشد بههمين دلايل وزارت صنعت و معدن هم حمايتش را كم ميكند.
با تغيير مديريت مركز ملي فرش چقدر اميدواريد كه اين مشكل بين اتحاديه و مركز ملي فرش حل شود؟
بهنظر ميرسد مديريت مركز ملي فرش با برنامههاي اجرايي مدون و علميتري حركت ميكند.
ولي ما شنيديم كه دو ماه قبل 10ميليارد وام بلاعوض به تعاونيها اختصاص پيدا كرده است.
بله... اين بودجه به تعاونيهاي روستايي اختصاص پيدا كرد.
چند تعاوني روستايي داريم؟
260تعاوني بيشتر نيستند.
پس وضعيت تعاونيهاي روستايي خوب است؟
بله... ساختمانهاي زياد و فروشگاههاي بزرگي از جهاد كشاورزي برايشان باقيمانده است.
تفاوت تعاونيهاي روستايي با تعاونيهاي اتحاديه سراسري تعاونيهاي توليدكنندگان فرش دستباف ايران چيست؟
آن بخش از تعاونيهايي كه زيرنظر وزارت تعاون هستند از سال 1372 تشكيل شدند اما يكسري تعاونيهاي فرش هستند كه از دهه 60 شروع به كار كردند. بعد كه جهاد با جهاد كشاورزي ادغام شد ملكهاي بسيار بزرگي با مبالغ بسيار ناچيزي به آنها دادند به همين دليل آنها ساختار اداري بسيار خوبي دارند كه با تجربه خوبشان فعاليت مطلوبي در بخش فرش دارند.
جز مشكلات مالي، بزرگترين معضل شما بازاريابي است؟
ما اقدامات مثبت زيادي را در دستوركار داشتيم. برنامهيي خيلي عالي هم تهيه كرديم.
مثلا چه برنامهيي؟
ما روي مزيتهاي فرش بسيار كار كرديم. بهدليل آنكه از رنگهاي گياهي در فرش دستباف استفاده ميشود، ميتواند بر فشار خون، مرض قند، امراض رواني تاثير بگذارد و تا به حال از آنها استفاده نشده است. شما هيچ بافندهيي را نميبينيد كه آلزايمر داشته باشد. چون بافندهها در عرض هر دقيقه 20 گره ميزنند. يعني هر 3ثانيه يك گره. در اين سه ثانيه هم نقشه را ميخوانند هم محل گره را بسيار ماهرانه پيدا ميكنند و هم گره ميزنند. سرعت عمل آنها بسيار زياد است. ميخواهيم براي فوقتخصصها هم دوره آموزشي بگذاريم كه آنها هم بتوانند اين سرعت عمل را پيدا كنند.
اما بافنده در خطر بيماريهايي مانند آرتروز است.
دستگاههاي ارگونومي كه ما طراحي كرديم باعث شده كه بافنده مشكلات زيادي نداشته باشد و كيفيت كار بافنده هم بالا برود. بافنده با كمترين فشار جسمي به هنر خود ادامه ميدهد.
بافندگان اين دستگاه ارگونومي چه مبلغي پرداخت ميكنند؟
هر دستگاه يك تا يكميليونو500 هزار تومان است. يعني فرش بدون خميدگي و كيس بافته ميشود. بهدليل نداشتن سرمايه كافي هم نميتوانيم آن را به همه كشور بفرستيم.
منبع: روزنامه تعادل