یادداشت سرپرست مرکز ملی فرش ایران منتشر شده در روزنامه گسترش صمت امروز
آیا فرش دستباف ایران مخاطبانی خاص دارد؟ آیا فرش ایرانی می تواند پاسخگوی نیازها و سلایق مختلف باشد؟ آیا فرش ایرانی سبک زندگی خاصی را هدف قرار داده است؟ آیا فقط طبقه درآمدی و اقتصادی خاصی می توانند خریدار فرش دستباف باشند؟
اصلاً فرش خوب چه فرشی است؟ چه فرشی را با کیفیت می دانیم؟ آیا هر فرشی که گرانقیمت و ریزباف باشد فرش خوبی است؟ و آیا لزوماً هر فرشی که درشت باف یا روستایی باف باشد فرشی نازل است؟
نگارنده بر این باور است که آنچه در افکار عمومی درباره فرش دستباف و نیز تفکیک میان فرش خوب و بد جا افتاده است با واقعیت سازگار نیست. در افكار عمومي فرش ایرانی -آن هم در شرایط اقتصادی کنونی- ویژه طبقه دارا و برخوردار جامعه است و کالایی لوکس به شمار می آید. فرش گران قيمت و ريزبافت (داراي رج شمار بالاتر) و يا فرشی که از ابريشم در بافت آن استفاده شود را فرش خوب و نفيس مي خوانند در حالي كه چنین نيست و گاه فرشی درشت باف که در آن از پشم دستريس استفاده شده و نقشه چندان دقیقی هم ندارد، ارزشمندتر از فرشی ظریف است.
فرشبافي از گذشته های تاریخی دور در مناطق مختلف سرزمین ما رایج بوده و در هر منطقه ای با توجه به اقتضائات خاص منطقه ای و فرهنگی سبک و گونه ای خاص از این هنر- صنعت را شاهد بوده و هستیم. از همین روست که تكنيكها، ابزار، رنگبندي، طراحی و مواد اوليه گوناگونی را در كشور ميبينيم و اين امر موجب تنوع و فراواني دستبافته های ایرانی شده است. همین تنوع، ويژگي غيرقابل تقليد در ميان رقبا و در واقع برگ برنده فرش ايراني به شمار ميآيد.
فرش ايراني از نظر تكنيكهاي بافت، اندازه (از پشتی و قالیچه تا فرشهای بزرگ پارچه)، شكل (در اشكال مستطيل، مربع، دايره و حجمي به شكل كوزه و دیگر احجام)، جنس و مواد اوليه (مانند ابريشم، كرك و پشم)، طرح و نقشه (نقشههاي بسيار شلوغ تا بسيار خلوت، نقشههاي گردان تا نقشههاي ذهنيباف و هندسي)، كاربري (فرش ايراني گاه يك زيرانداز و كفپوش است و گاه كاربرد تزئيني دارد و در منازل به عنوان تابلو استفاده ميشود) و قيمت (فرشهاي دستبافي در ايران توليد ميشود كه قيمت مناسبی دارند و قشر متوسط جامعه نيز ميتوانند آنرا تهيه كنند) تنوع گستردهاي دارد.
بر پایه همین تنوع می توان گفت که همه فرشهاي ايراني در مناطق مختلف ویژگی هاي خاص خود را دارند كه ميتوان عنوان بهتر و برگزيده را به آن اطلاق كرد بنابراين نميتوانيم بگوييم فرش مشهد بهتر است يا فرش كاشان، فرش اردكان بهتر است يا فرش تبريز، چرا كه هريك بازار و مشتري خاص خود را دارند.
به طور طبیعی كساني كه خواهان فرشهاي ريزبافت و ابريشمي هستند به سراغ فرشهاي خوي، مراغه، تبريز و قم می روند و آنان كه رنگهاي كرم و خاكي را ميپسندند بار سفر به نايين می بندند چرا كه رنگبندي خاص فرشهاي نائين ويژگي اصلي آن است. فرشهاي كوچك و ذهنيبافت كه نقشه متقارن و دقيق ندارد نيز از ويژگيهاي خاص فرشهاي عشايري است و براي به دست آوردن آن بايد سري به اين اقوام سختكوش زد چرا كه فرشهاي عشايري در اندازههاي كوچك با رنگ گرم، پخته و زنده بافته شده و نقشههاي اين فرشها از پيش تعيين شده نيست و از اين رو هيچ كدام از اين فرشها به ديگري شباهت ندارد.
فرشهاي اصفهان كه پراز نقشهاي اسليمي، ختايي و گلهاي شاه عباسي است نيز ذائقه كساني را پاسخگوست كه به دنبال نقشههاي گردان و به اصطلاح عامه فرشهاي پر از دايره و منحني هستند. یکی از بهترين گزينه ها براي آنان كه از فرش به عنوان كفپوش و زيرانداز استفاده ميكنند فرش مشهد است چرا كه اين فرش از ضخامت پرز بالايي برخوردار است. فرش بيجار نيز به دليل تكنيك خاص بافت از فشردگي بسيار بالايي برخوردار است و تراكم بالايي دارد و در ميان فرشهاي كشور به فرش آهنين معروف است.
شهرت فرش كاشان نيز از آن جهت است كه از دوران صفويه كارگاههاي سلطنتي فرش دستباف در اين شهر برپا بوده و نمونههاي تاريخي بسياري از فرش های اين شهر در موزه های جهانبرجاي مانده كه از آن جمله فرش شيخ صفي است كه در موزههاي خارج از كشور نگهداري ميشود. فرش ساروق نيز از جمله فرشهايي است كه بازارهاي جهاني را به سوي خود جذب كرده و اين كشورها از عهد قاجار فعالانه وارد بازار فرش ساروق شدهاند.
بر پایه آنچه بدان اشارت رفت، اگر با چنین پرسشی رو به رو شویم که فرش خوب کدامست؟ به جای پاسخی سریع و صریح باید پرسید که فرش خوب برای چه سلیقه ای؟ برای چه کاربردی؟ و برای چه محلی؟
برای نمونه فرش هایی با رنگ آمیزی آرام و خلوت و ضخامت پرز پايين، سبك و كوچك و به عنوان وسيلهاي براي تزئين منزل متناسب با نياز كشورهاي اروپايي است چرا كه در اين كشورها از فرش به عنوان كفپوش استفاده نميشود و به همين علت فرشهاي سنگين با ضخامت پرز بالا مثل فرش مشهد بهترين کفپوش مصرفی براي ايرانيان است اما در كشورهاي اروپايي طرفدار چندانی ندارد آنچنان كه فرشهاي بزرگپارچه هنوز بازار خود را در ايران و نیز کشورهای عربی حفظ كردهاند اما در كشورهاي اروپايي مشتري ندارند.
نگارنده بر این باور است که فرشبافي ایرانی در مناطق مختلف به دليل ويژگيهاي متفاوت ميتواند سليقههاي مختلفي را پاسخگو باشد ولي با اين وجود در هر منطقهاي بعضي از اين ويژگيها شاخصتر شدهاند و مخاطبان و مصرفكنندگان به علت همين ويژگيها فرش آن منطقه را بيشتر ميپسندند.
حمید کارگر
سرپرست مرکز ملی فرش ایران