فرش روی پای خود ایستاده است
صنعت فرش دستباف ایران و میزان حمایت و سرمایه گذاری دولت در این عرصه دو دیدگاه وجود دارد که هر دو قابل نقد و واکاوی هستند.
درباره هنر- صنعت فرش دستباف ایران و میزان حمایت و سرمایه گذاری دولت در این عرصه دو دیدگاه وجود دارد که هر دو قابل نقد و واکاوی هستند.
در دیدگاه نخست که بخشی از بدنه دولت بدان معتقدند، چنین تصور می شود که فرش دستباف باید از کانون توجه دولت خارج شود. فرش ایرانی به علت قیمت تمام شده بالا توان رقابت با کشورهای رقیب را ندارد و نمی تواند جایگاه مناسبی در GDP آینده کشور داشته باشد. گستره هنر- صنعت فرش دستباف ایران روز به روز کوچکتر می شود و از این رو شاید رها کردن آن از سوی دولت نسخه ای قابل تجویز باشد.
در دیدگاه دوم که متعلق به گروهی در بدنه بخش خصوصی است، چنین گمان می رود که دولت در عرصه فرش دستباف تنها به ارایه شعارهای زیبا و لبخندهای موقتی بسنده کرده است و این شعارها جامه عمل نپوشیده اند. بر این اساس سودی از جانب دولت عاید ذینفعان این حوزه نشده است و حتی فراتر از این معتقدند که همه مشکلات فرش از دخالت دولت در تولید و صادرات فرش منتج شده است و راه نجات فرش، خروج دولت از این حوزه است.
برای بررسی و پردازش این دو دیدگاه، شایسته است تا ابتدا نقش دولت در شرایط کنونی مورد واکاوی قرار بگیرد.
باید بدانیم هم اکنون چه هزینه هایی از جانب فرش بر گرده دولت سنگینی می کند که با رهاسازی آن به صرفه جویی کلانی دست می یابد و يا اینکه دولت چه دخالتهایی در تولید و صادرات فرش دارد که با خروج از این حوزه آشفتگی های موجود سامان می یابد؟!
نقطه وصل فرش و دولت
مهمترین پیوندهای دولت با مقوله فرش دستباف را می توان در موارد زیر برشمرد:
الف) حمايتهاي عمومي
مقوله "جایزه صادراتی" که دولت همانند بسیاری از کشورها برای توسعه صادرات از آن بهره می برد، در کنار برخی دیگر از محصولات با ضریب بالاتری به فرش دستباف نیز تعلق می گیرد.
تخصیص این یارانه بر مبنای سیاست کلان اقتصادی کشور با ضریبی افزونتر از میانگین یارانه هاست اما نباید از یاد برد که این سیاست محدود به فرش نمی شود و کالاهای صادراتی دیگری نیز از این یارانه ها بهره می برند.
دولت برای حمایت از برخی از صنایع اشتغال زا و خویش فرما، تسهیلات بیمه ای خاصی را ارایه می کند که "بیمه قالیبافی" از آن جمله است. این تسهیلات که مراحل ابتدایی خود را طی می کند، برای شاغلان در شاخه های مختلف صنایع دستی و برخی دیگر از صنوف مانند رانندگان تاکسی، خادمان مساجد و... نیز ارایه می شود که این مقوله از وظایف ذاتی دولتهاست تا با گسترش حمایتهای بیمه ای، ضریب امید به آینده را برای این گروه از شاغلان افزایش دهند.
بر این اساس بیمه قالیبافی تسهیلاتی ویژه و اختصاصی به شمار نمی آید.
دولت برای توسعه منابع انسانی فرش دستباف و ارتقای مهارت فعالان این حوزه اقدام به تأسیس "رشته فرش" در برخی استانها به صورت دوره های دانشگاهی و یا فنی و حرفه ای کرده است.
طبیعی است که رشته های جدید دانشگاهی باید بر مبنای توان بومی کشور و نیازهای آینده برنامه ریزی شوند و این اقدامات در بسیاری از رشته های دیگر مانند خودورسازی، پتروشیمی، نساجی، تربیت بدنی و... نیز از سوی دولت به انجام رسیده است و پس از چندی نتایج آن قابل ملاحظه است.
ب) حمايتهاي اختصاصي
شرکت سهامی فرش ایران از نهادهای وابسته به دولت است که بیش از 80 سال به تولید و عرضه فرش دستباف اشتغال داشته است و چند سالي است که روند واگذاری آن به بخش خصوصی یا تعاونی دنبال می شود (اگرچه برخی از تشکلهای معتبر فرش کشور با این واگذاری مخالف هستند).
این شرکت در شرایط کنونی به عنوان یک بنگاه اقتصادی از بودجه عمومی کشور استفاده نمی کند و بخش اندکی از تولید و صادرات فرش را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم انجام می دهد.
پیوند دیگری که بین دولت با مقوله فرش دستباف برقرار است، پیدایش "مرکز ملی فرش ایران" در وزارت بازرگانی است که این مرکز با هدف تمرکز در سیاستگذاری ها و جلوگیری از تشتت و پراکندگی اقدامات دستگاه های مختلف در حوزه فرش از سوی دولت ایجاد شده است تا ارتباط مناسب ميان دولت و بخش خصوصي و تعاوني براي رشد و توسعه فرش سياستگذاري كند.
این مرکز سالانه اعتبار مشخصی را برای آموزش، پژوهش، تبلیغات و کمکهای فنی و اعتباری جدای از هزینه های اداری و پرسنلی دریافت و هزینه می کند.
وضعيت كنوني و كاركردهاي فرش
پس از برشمردن شاخص ترین پیوندهای میان دولت و حوزه فرش دستباف، نگاهی گذرا به وضعیت این هنر- صنعت در کشور و کارکردهای آن نیز می تواند به بررسی دقیق دو دیدگاه مورد اشاره کمک کند.
الف) کارکردهای اقتصادی:
اقتصادی و ارزآوری: فرش دستباف افزون بر آنکه در رونق اقتصاد داخلی نقش دارد، از مهمترین اقلام صادرات غیرنفتی کشور است که سالانه با احتساب صادرات چمدانی حدود 500 میلیون دلار ارز وارد کشور می کند.
اشتغالزایی: بیش از یک میلیون نفر (به صورت مستقیم و غیرمستقیم) در این حوزه اشتغال دارند. اشتغالی که با حداقل سرمایه –به جز بخش تجاری- موجب ارتزاق طیف وسیعی از مردم است و در شرایطی که دولت سرمایه گذاری های کلانی برای ایجاد شغل و کاستن از شمار بیکاران می کند، اهمیت اشتغالزایی کم هزینه در حوزه فرش آشکارتر می شود.
ارزش افزوده بالا: بیشتر مواد اولیه لازم برای تولید فرش دستباف در داخل کشور تولید می شود و این مواد با ارزش افزوده بالا تبدیل به یک کالای زیبا و هنری می شوند که با بهای بالایی در داخل و خارج از کشور به فروش می رسند.
ب) کارکرد فرهنگی و سیاسی:
دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی امروز نقش ویژه ای یافته است و ابزاری برای نزدیکی ملتها و تحقق منافع ملي کشورهاست.
اکنون که کشورهای استکباری تلاش می کنند صدای عدالت خواهی و حق طلبی ملتها را خاموش کنند و به زعم خود ایران اسلامی را منزوی سازند، دیپلماسی فرهنگی و هنری ابزاری کارا و موثر برای برقراری ارتباط با ملتهاست و فرش دستباف می تواند محوری برای این تعامل باشد.
این عنصر فرهنگی با پیشینه پرافتخار و آوازه جهانی اش می تواند به خوبی پیام هنرمندی، زیبایی دوستی، احترام به طبیعت و... را به جهانیان منتقل سازد و به عنوان یک کانون توجه بزرگ، به ایفای نقش بپردازد.
وضعیت کنونی:
تولید و صادرات فرش دستباف در ایران فراز و نشیبهای زیادی را از سر گذرانده است. تجارت فرش ایرانی با رونق اقتصادی در بازارهای هدف رونق می گیرد و از هرگونه رکودی در این بازارها متأثر می شود. از سوی دیگر سیاستهای داخلی نیز بر رشد یا رکود تجارت فرش موثر است.
هم اکنون فرش دستباف ایران با چالش قیمت تمام شده بالا و رقابت با کشورهایی که با دستمزدهای پایین، فرشهای ارزانتری تولید می کنند رو به روست. تورم دو رقمی کشور نیز این چالش را تشدید کرده و شماری از بافندگان فرش به علت عایدی اندک، این حرفه را رها کرده و جذب واحدهای تولیدی جدیدی شده اند که در اطراف شهرها و روستاها ایجاد می شوند.
از سوی دیگر گسترش کارخانجات تولید فرش ماشینی، قیمت پایین تر این محصول و کاهش قدرت خرید مردم نیز موجب شده است تا خریداران داخلی کمتر به خرید فرش دستباف تمایل نشان دهند.
اما این تنها یک روی سکه است و شایسته نیست تا بر جنبه های مثبت این هنر- صنعت چشم ببندیم. برخی از نقطه های امیدبخش در شرایط کنونی از این قرارند:
دگرگونی اقتصادی در کشورهای رقیب: با افزایش درآمد سرانه در برخی کشورهای رقیب و نوع نگاه تجاری آنها به فرش، به زودی مشکل جدیدی از قیمت تمام شده در این کشورها پدید می آید که باعث می شود نتوانند به قیمت شکنی و عرضه فرشهای ارزان ادامه دهند.
کاهش تجارت فرش دستباف در دو کشور چین و ترکیه شاهدی بر این مدعاست.
پدید آمدن بازارهای ثروتنمد جدید: با رشد اقتصادی کشورها و افزایش ثروت مردم و گسترش طبقاتی مرفه در بسیاری از کشورها، بر شمار خریداران فرش ایرانی افزوده می شود.
هم اکنون پیدایش چنین خریدارانی در کشورهایی مانند چین، روسیه، برزیل، آفریقای جنوبی و... موجب شده است تا خريداران فرش ایرانی از محدوده بازارهایی خاص بیرون آیند و بازارهای جدیدی برای این محصول فراهم آید.
تولید فرشهای فاخر: تجربه تولیدکنندگان و بازرگانان فرش دستباف ایران به ویژه در یک دهه اخیر موجب شده است تا تمرکز و توجه آنان به تولید فرشهای فاخر، با کیفیت و مطابق با ذوق و سلیقه بازارهای هدف جلب شود و این نیازسنجی آینده بازار را امیدبخش می کند.
رقابتی شدن بازار: کوچک شدن بازار فرش دستباف و شمار تجار و بازرگانان این محصول و به بیان دیگر خروج افراد غیرحرفه ای که به سودهای کلان کوتاه مدت می اندیشند، فضا را حرفه ای تر و رقابتی تر کرده است.
حمايت يا دخالت؟!
از مجموع آنچه گفته شد، کاستی ها و ضعفهای دو دیدگاه پیش گفته و محدودنگری های موجود در آنها آشکار است.
دو دیدگاه که مربوط به بخشی از بدنه دولت و گروهی در بخش خصوصی است، با شناختی محدود از پیشینه و آینده فرش و افت و خیزهای تولید و صادرات آن، برداشت خود را که متأثر از شرایط موجود است بیان می کنند غافل از آنکه حمایتهای دولت عمدتاً جنبه عمومی داشته و کالاهای متعددی را شامل می شود.
از طرفی مجموعه حمایتهای دولت از فرش دستباف در مقایسه با سرمایه گذاری های عظیم دولتی در سه دهه اخیر در محصولات مختلف مانند پتروشیمی، فولاد، خودروسازی و... بسیار ناچیز است و اساساً دولت هیچگونه سرمایه گذاری مستقیمی در تولید و صادرات فرش نداشته است.
آن بخش از حمایتهای عمومی دولت نیز که فرش دستباف را شامل شده است، در قیاس با مشکلاتی که این محصول از تنگناهای اقتصادی از جمله تورم بدانها دچار شده است، به سادگی قابل توجیه است و از سوی دیگر این قبیل حمایتها را نمی توان دخالت دولت در تولید و صادرات فرش و یا یک مانع در این فرایند تلقی کرد.
آیا پرداخت جایزه صادراتی برای تقویت توان رقابتی کشور، دخالت است یا حمایت؟ آیا عدم پرداخت چنین جوایزی –هرچند با تأخیر فراوان- وضعیت صادرات فرش کشور را تقویت می کند یا مشکلی جدی در آن پدید می آورد؟ آیا ایجاد بسترهای آموزش برای نسل جدید و تربیت نیروی انسانی جوان ماهر برای فعالیت در این هنر- صنعت از وظایف ذاتی دولت نیست؟ آیا باید همچون گذشته انتقال تجربیات پیشکسوتان به صورت سینه به سینه به انجام برسد؟ (البته نقادی به محتوای دروس و توان دانش آموختگان مقوله دیگری است).
آیا ارایه تسهیلات بیمه قالیبافی به عنوان یکی از وظایف ذاتی و حمایتی دولت از اقشار آسیب پذیر و تقویت امید به آینده و ارتقای جایگاه و ارزش قالیبافی، به منزله دخالت دولت در فرش دستباف است؟ آیا این خواسته به حق و دیرین تولیدکنندگان و بافندگان نبوده است؟
آیا حمایت دولت از فرش دستباف در برابر کارکردهای ارزشمند اقتصادی و فرهنگی این محصول اشتباه است؟ آیا آمار صادرات رو به رشد فرش دستباف در دو ساله اخیر، بطلان نظرات منفی برخی کارشناسان دولتی که مخالف جذب حمایتهای بیشتر دولت در این عرصه هستند را آشکار نمی کند؟
با این همه بر این باورم که فرش دستباف بدون سرمایه گذاری های اختصاصی دولت و با توان بومی و انرژی طراحان، رنگرزان، بافندگان، تولیدکنندگان، مرمت کاران، بازرگانان و... شکل گرفته و به سوی آینده روشن خود گام بر می دارد و به خانواده خود روزی و برکت می دهد. این محصول اگرچه ممکن است از فشارهای زمانه و بی وفایی های همگان در رنج باشد ولی روی پای خود استوار ایستاده است.
فیصل مرداسی
رییس مرکز ملی فرش ایران
ارسال نظرات